black eye shiner
کبودی چشم
shiner beer
آبجو شینر
shiner bock
بوک شینر
shiner light
شینر لایت
shiner gold
طلای شینر
shiner stout
استوت شینر
shiner draft
پیشنویس شینر
shiner lager
لاگر شینر
shiner pint
پینت شینر
shiner brewery
سر brewery شینر
he walked into the room with a shiner under his eye.
او با کبودی زیر چشم وارد اتاق شد.
after the fight, he ended up with a nasty shiner.
بعد از مبارزه، او دچار کبودی شدیدی شد.
she tried to cover her shiner with makeup.
او سعی کرد کبودی خود را با آرایش بپوشاند.
his shiner was the result of a basketball accident.
کبودی او نتیجه یک حادثه بسکتبال بود.
everyone noticed the shiner on his face during the meeting.
همه در طول جلسه کبودی روی صورت او را متوجه شدند.
she joked about her shiner, saying it made her look tough.
او در مورد کبودی خود شوخی کرد و گفت باعث شده او قوی به نظر برسد.
he got a shiner after trying to impress his friends with a stunt.
او بعد از تلاش برای تحت تاثیر قرار دادن دوستانش با یک حرکات نمایشی دچار کبودی شد.
they laughed when they saw his shiner, calling him a boxer.
وقتی کبودی او را دیدند خندیدند و او را بوکسور صدا کردند.
she felt embarrassed about her shiner during the date.
او در طول قرار ملاقات از کبودی خود خجالت می کشید.
he couldn't hide the shiner from his parents.
او نمی توانست کبودی خود را از والدینش پنهان کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید