shinning

[ایالات متحده]/ˈʃɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈʃɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری shin

عبارات و ترکیب‌ها

shinning star

ستاره درخشان

shinning light

نور درخشان

shinning example

نمونه درخشان

shinning moment

لحظه درخشان

shinning smile

لبخند درخشان

shinning future

آینده درخشان

shinning armor

زره درخشان

shinning eyes

چشمان درخشان

shinning surface

سطح درخشان

shinning achievement

دستاوردهای درخشان

جملات نمونه

the stars are shining brightly in the night sky.

ستارگان به شدت در آسمان شب می‌درخشند.

her smile was shining with happiness.

لبخندش از خوشحالی می‌درخشید.

the sun was shining down on the beautiful landscape.

خورشید بر منظره زیبای آن تابش می‌کرد.

he wore a shirt that was shining with sequins.

او پیراهنی پوشیده بود که با نگین‌ها می‌درخشید.

the diamonds were shining in the display case.

الماس‌ها در ویترین می‌درخشیدند.

the shining moon illuminated the path ahead.

ماه درخشان مسیر پیش رو را روشن می‌کرد.

the trophy was shining after being polished.

بعد از صیقل زدن، جام می‌درخشید.

she has a shining talent for music.

او استعداد درخشانی در موسیقی دارد.

the children's eyes were shining with excitement.

چشمان کودکان از هیجان می‌درخشید.

he gave a shining performance in the play.

او در نمایش، یک اجرا درخشان ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید