shirr

[ایالات متحده]/ʃɪə/
[بریتانیا]/ʃɪr/

ترجمه

n. نخ الاستیک وسیع؛ نخ لاستیکی
v. جمع کردن پارچه به چین‌ها؛ ایجاد چین‌ها
Word Forms
شکل سوم شخص مفردshirrs
صفت یا فعل حال استمراریshirring
زمان گذشتهshirred
قسمت سوم فعلshirred

عبارات و ترکیب‌ها

shirr fabric

پارچه شیر

shirr waist

کمر شیر

shirr sleeve

آستین شیر

shirr detail

جزئیات شیر

shirr dress

لباس شیر

shirr technique

تکنیک شیر

shirr style

سبک شیر

shirr neckline

گردن شیر

shirr bodice

تن شیر

shirr pattern

الگوی شیر

جملات نمونه

she decided to shirr the fabric for a more textured look.

او تصمیم گرفت پارچه را برای ایجاد ظاهری با بافت بیشتر، شیر کند.

the dressmaker will shirr the sleeves to add volume.

خیاط آستین‌ها را برای افزایش حجم، شیر خواهد کرد.

he learned how to shirr the material during the sewing class.

او یاد گرفت که چگونه در طول کلاس خیاطی، مواد را شیر کند.

you can shirr the curtain to create a soft drape.

می‌توانید پرده را شیر کنید تا یک چین‌دوستی ملایم ایجاد کنید.

to make the blouse more stylish, she chose to shirr the neckline.

برای زیباتر کردن بلوز، او تصمیم گرفت یقه را شیر کند.

the designer prefers to shirr silk for a luxurious effect.

طراح ترجیح می‌دهد برای ایجاد جلوه‌ای لوکس، ابریشم را شیر کند.

they decided to shirr the edges of the quilt for a decorative touch.

آنها تصمیم گرفتند برای افزودن یک لمس تزئینی، لبه‌های لحاف را شیر کنند.

shirring can transform a simple dress into a fashionable piece.

شیر کردن می‌تواند یک لباس ساده را به یک قطعه مد تبدیل کند.

she used elastic to shirr the waistband of her skirt.

او از کش لاستیکی برای شیر کردن نوار کمر پیراهن خود استفاده کرد.

to enhance the design, he decided to shirr the back of the top.

برای افزایش طراحی، او تصمیم گرفت پشت لباس را شیر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید