shirttail

[ایالات متحده]/ˈʃɜːtəʊl/
[بریتانیا]/ˈʃɜrteɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایین‌ترین قسمت یک پیراهن؛ یک ستون در یک روزنامه
adj. کوچک یا دور
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

shirttail effect

اثر یقه دکمه‌دار

shirttail hem

لبه یقه دکمه‌دار

shirttail style

سبک یقه دکمه‌دار

shirttail finish

پایان‌کاری یقه دکمه‌دار

shirttail detail

جزئیات یقه دکمه‌دار

shirttail tuck

نگاهی به یقه دکمه‌دار

shirttail cut

برش یقه دکمه‌دار

shirttail design

طراحی یقه دکمه‌دار

shirttail trend

روند یقه دکمه‌دار

shirttail appearance

ظاهر یقه دکمه‌دار

جملات نمونه

he tucked in his shirttail before the meeting.

او قبل از جلسه، سرآستین پیراهنش را داخل کرد.

her shirttail was hanging out, which made her look careless.

سرآستین پیراهنش بیرون آویزان بود که باعث می‌شد بی‌احتیاط به نظر برسد.

he pulled his shirttail down to cover his waist.

او سرآستین پیراهنش را به سمت پایین کشید تا کمرش را پوشاند.

she wore a belt to keep her shirttail in place.

او یک کمربند پوشید تا سرآستین پیراهنش را در جای خود نگه دارد.

his shirttail fluttered in the wind as he walked.

همانطور که راه می‌رفت، سرآستین پیراهنش در باد به رقص در می‌آمد.

make sure your shirttail is not sticking out.

مطمئن شوید که سرآستین پیراهن شما بیرون زده نیست.

she noticed her shirttail was uneven after sitting down.

او متوجه شد که بعد از نشستن، سرآستین پیراهنش ناهموار است.

he adjusted his shirttail before taking the photo.

او قبل از گرفتن عکس، سرآستین پیراهنش را تنظیم کرد.

it's important to keep your shirttail neat for a professional look.

برای داشتن ظاهری حرفه‌ای، مهم است که سرآستین پیراهن خود را مرتب نگه دارید.

she prefers a longer shirttail for added coverage.

او ترجیح می‌دهد سرآستین پیراهن بلندتری برای پوشش بیشتر داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید