shlemiel

[ایالات متحده]/ʃləˈmiːl/
[بریتانیا]/ʃləˈmiːl/

ترجمه

n. یک شخص دست و پا چلفتی یا بدشانس
Word Forms
جمعshlemiels

عبارات و ترکیب‌ها

shlemiel at heart

شلمیلی از صمیم قلب

classic shlemiel

شلمیلی کلاسیک

shlemiel moment

لحظه شلمیلی

shlemiel behavior

رفتار شلمیلی

shlemiel story

داستان شلمیلی

shlemiel type

نوع شلمیلی

shlemiel character

شخصیت شلمیلی

shlemiel traits

ویژگی‌های شلمیلی

shlemiel charm

جذابیت شلمیلی

shlemiel luck

شانس شلمیلی

جملات نمونه

he's such a shlemiel, always dropping things.

او خیلی شلمیله، همیشه چیزها را می ریزد.

don't be a shlemiel, pay attention to what you're doing.

شلمیله نباشید، به کاری که انجام می دهید توجه کنید.

she feels like a shlemiel for forgetting her friend's birthday.

او احساس می کند که به خاطر فراموش کردن تولد دوستش شلمیله.

he always plays the shlemiel in our group.

او همیشه نقش شلمیل را در گروه ما بازی می کند.

being a shlemiel can be quite embarrassing at times.

شلمیله بودن گاهی اوقات می تواند بسیار شرم آور باشد.

she calls herself a shlemiel for tripping over nothing.

او خود را به خاطر زمین خوردن از روی هیچ چیز شلمیل می نامد.

he has a shlemiel reputation for always being late.

او به خاطر دیر رسیدن همیشه شهرت شلمیل دارد.

don't let that shlemiel ruin your day.

نذار اون شلمیل روزت رو خراب کنه.

she laughed at her own shlemiel moments.

او به لحظات شلمیل خودش خندید.

everyone knows he's the shlemiel of the family.

همه می دانند که او شلمیل خانواده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید