shrapnel

[ایالات متحده]/'ʃræpn(ə)l/
[بریتانیا]/'sræpnəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکه‌های یک پوسته یا بمب منفجر شده، به‌ویژه به عنوان یک گلوله در جنگ
Word Forms
جمعshrapnels

عبارات و ترکیب‌ها

flying shrapnel

تکه‌های پرنده گلوله

shrapnel wounds

زخم‌های ناشی از ترکش

جملات نمونه

the shrapnel from the grenade

شrapnel از نارنجک

He was hit in the arm by flying shrapnel.

او در بازوی خود مورد اصابت ترکش قرار گرفت.

a piece of shrapnel missed him by inches.

یک تکه ترکش فقط چند اینچ با او فاصله داشت.

the shrapnel had penetrated his head and chest.

شکاف ها وارد سر و قفسه سینه او شده بود.

The bomb exploded, sending shrapnel whistling through the trees.

بمب منفجر شد و شrapnel با سرعت از میان درختان عبور کرد.

The explosion sent shrapnel flying in all directions.

انفجار باعث شد ترکش به همه جهات پرتاب شود.

He was hit by shrapnel during the battle.

او در جریان نبرد مورد اصابت ترکش قرار گرفت.

Doctors removed shrapnel from the soldier's leg.

پزشکان ترکش را از پای سرباز خارج کردند.

The bomb blast scattered shrapnel across the area.

انفجار بمب ترکش را در سراسر منطقه پراکنده کرد.

The shrapnel caused extensive damage to the building.

ترکش خسارت زیادی به ساختمان وارد کرد.

The soldier suffered shrapnel wounds to his chest.

سرباز دچار جراحات ترکش در قفسه سینه خود شد.

The shrapnel tore through the metal door.

ترکش از در فلزی عبور کرد.

The shrapnel injuries required immediate medical attention.

جراحات ترکش نیاز به رسیدگی فوری پزشکی داشت.

The shrapnel embedded in the wall after the explosion.

ترکش پس از انفجار در دیوار فرو رفت.

The shrapnel flew through the air with deadly force.

ترکش با نیروی مرگبار در هوا پرواز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید