shreeve

[ایالات متحده]//ʃriːv//
[بریتانیا]//ʃriːv//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نوعی از نام خانوادگی شریو یا شریف.
v. درخواست کردن؛ شریف کردن.
شکل‌های واژه
جمعshreeves

عبارات و ترکیب‌ها

shreeve's test

آزمون شریو

shreeve's formula

فرمول شریو

shreeve's method

روش شریو

shreeve's equation

معادله شریو

shreeve's criterion

معیار شریو

shreeve's index

شاخص شریو

shreeve's ratio

نسبت شریو

shreeve's coefficient

ضریب شریو

shreeve's theory

نظریه شریو

shreeve's function

تابع شریو

جملات نمونه

the town shreeve maintained order in the village.

شريف شهر به نظم روستا پایبند بود.

the shreeve's court handled minor disputes.

دیوان شريف کوچکترین اختلافات را بررسی می‌کرد.

the king appointed a new shreeve to the county.

پادشاه یک شريف جدید را به شهرستان منصوب کرد.

the shreeve's warrant was issued for the criminal's arrest.

فرمان دستگیری جرم به دستور شريف صادر شد.

every citizen respected the shreeve's authority.

همه شهروندان به قدرت شريف احترام می‌گذارند.

the shreeve's duty was to protect the townspeople.

وظیفه شريف حفظ امنیت مردم شهر بود.

the elected shreeve served a two-year term.

شريف انتخاب شده به مدت دو سال خدمت می‌کرد.

the shreeve's office was located in the market square.

دفتر شريف در میدان بازار قرار داشت.

a brave shreeve captured the notorious bandit.

یک شريف شجاع باندیت مشهور را دستگیر کرد.

the shreeve investigated the mysterious theft.

شريف به بررسی سرقت غم‌انگیز پرداخت.

young men aspired to become the shreeve of their village.

جوانان خواهان شدن به شريف روستای خود بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید