shrimped tacos
تاکوهای میگو
shrimped pasta
پاستای میگو
shrimped salad
سالاد میگو
shrimped rice
برنج با میگو
shrimped curry
کاري با ميگو
shrimped soup
سوپ میگو
shrimped rolls
رول میگو
shrimped stir-fry
تفت و سرخ شده با میگو
shrimped skewers
کباب میگو
shrimped burger
برگر میگو
he shrimped the dish to enhance the flavor.
او غذای دریایی را به غذا اضافه کرد تا طعم آن را افزایش دهد.
they shrimped the pasta for a seafood twist.
آنها غذای دریایی را به پاستا اضافه کردند تا طعم آن را با طعم دریایی ترکیب کنند.
the chef shrimped the salad for extra protein.
سرآشپز غذای دریایی را به سالاد اضافه کرد تا پروتئین بیشتری به آن اضافه کند.
she shrimped the tacos for a delightful crunch.
او غذای دریایی را به تاکو اضافه کرد تا یک تردی دلپذیر به آن اضافه کند.
we shrimped the stir-fry to make it more exciting.
ما غذای دریایی را به سرخ کرده اضافه کردیم تا آن را هیجان انگیزتر کنیم.
he shrimped the soup to give it a seafood flavor.
او غذای دریایی را به سوپ اضافه کرد تا طعم دریایی به آن بدهد.
they shrimped the rice for a delicious meal.
آنها غذای دریایی را به برنج اضافه کردند تا یک وعده غذایی خوشمزه داشته باشند.
she shrimped the omelet for a protein boost.
او غذای دریایی را به املت اضافه کرد تا پروتئین بیشتری به آن اضافه کند.
we shrimped the curry for a rich taste.
ما غذای دریایی را به کاری اضافه کردیم تا طعم غنی به آن بدهیم.
he shrimped the pizza for a unique topping.
او غذای دریایی را به پیتزا اضافه کرد تا یک پوشش منحصر به فرد به آن اضافه کند.
shrimped tacos
تاکوهای میگو
shrimped pasta
پاستای میگو
shrimped salad
سالاد میگو
shrimped rice
برنج با میگو
shrimped curry
کاري با ميگو
shrimped soup
سوپ میگو
shrimped rolls
رول میگو
shrimped stir-fry
تفت و سرخ شده با میگو
shrimped skewers
کباب میگو
shrimped burger
برگر میگو
he shrimped the dish to enhance the flavor.
او غذای دریایی را به غذا اضافه کرد تا طعم آن را افزایش دهد.
they shrimped the pasta for a seafood twist.
آنها غذای دریایی را به پاستا اضافه کردند تا طعم آن را با طعم دریایی ترکیب کنند.
the chef shrimped the salad for extra protein.
سرآشپز غذای دریایی را به سالاد اضافه کرد تا پروتئین بیشتری به آن اضافه کند.
she shrimped the tacos for a delightful crunch.
او غذای دریایی را به تاکو اضافه کرد تا یک تردی دلپذیر به آن اضافه کند.
we shrimped the stir-fry to make it more exciting.
ما غذای دریایی را به سرخ کرده اضافه کردیم تا آن را هیجان انگیزتر کنیم.
he shrimped the soup to give it a seafood flavor.
او غذای دریایی را به سوپ اضافه کرد تا طعم دریایی به آن بدهد.
they shrimped the rice for a delicious meal.
آنها غذای دریایی را به برنج اضافه کردند تا یک وعده غذایی خوشمزه داشته باشند.
she shrimped the omelet for a protein boost.
او غذای دریایی را به املت اضافه کرد تا پروتئین بیشتری به آن اضافه کند.
we shrimped the curry for a rich taste.
ما غذای دریایی را به کاری اضافه کردیم تا طعم غنی به آن بدهیم.
he shrimped the pizza for a unique topping.
او غذای دریایی را به پیتزا اضافه کرد تا یک پوشش منحصر به فرد به آن اضافه کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید