shrimped

[ایالات متحده]/ʃrɪmpt/
[بریتانیا]/ʃrɪmpt/

ترجمه

n. سخت‌پوستان کوچک دریایی؛ شخص ناچیز؛ کوتوله (زبان محاوره)
v. میگو گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

shrimped tacos

تاکوهای میگو

shrimped pasta

پاستای میگو

shrimped salad

سالاد میگو

shrimped rice

برنج با میگو

shrimped curry

کاري با ميگو

shrimped soup

سوپ میگو

shrimped rolls

رول میگو

shrimped stir-fry

تفت و سرخ شده با میگو

shrimped skewers

کباب میگو

shrimped burger

برگر میگو

جملات نمونه

he shrimped the dish to enhance the flavor.

او غذای دریایی را به غذا اضافه کرد تا طعم آن را افزایش دهد.

they shrimped the pasta for a seafood twist.

آنها غذای دریایی را به پاستا اضافه کردند تا طعم آن را با طعم دریایی ترکیب کنند.

the chef shrimped the salad for extra protein.

سرآشپز غذای دریایی را به سالاد اضافه کرد تا پروتئین بیشتری به آن اضافه کند.

she shrimped the tacos for a delightful crunch.

او غذای دریایی را به تاکو اضافه کرد تا یک تردی دلپذیر به آن اضافه کند.

we shrimped the stir-fry to make it more exciting.

ما غذای دریایی را به سرخ کرده اضافه کردیم تا آن را هیجان انگیزتر کنیم.

he shrimped the soup to give it a seafood flavor.

او غذای دریایی را به سوپ اضافه کرد تا طعم دریایی به آن بدهد.

they shrimped the rice for a delicious meal.

آنها غذای دریایی را به برنج اضافه کردند تا یک وعده غذایی خوشمزه داشته باشند.

she shrimped the omelet for a protein boost.

او غذای دریایی را به املت اضافه کرد تا پروتئین بیشتری به آن اضافه کند.

we shrimped the curry for a rich taste.

ما غذای دریایی را به کاری اضافه کردیم تا طعم غنی به آن بدهیم.

he shrimped the pizza for a unique topping.

او غذای دریایی را به پیتزا اضافه کرد تا یک پوشش منحصر به فرد به آن اضافه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید