Give a shrug
حالت بیتفاوتی نشان دادن
Shrug it off
آن را نادیده گرفتن
shrug off
نادیده گرفتن
a shrug of resignation.
یک سرفه سر تسلیم
with a shrug of despair
با سرفه ناامیدی
shrug off a burden.
گريبانگیری یک بار را دور كن.
The first guard handed the parchment back with a shrug. "Inside and to the left. Don't be scamping about."
نگهبان اول سند را پس داد با سرفهای. «داخل و سمت چپ. دست و پا نزن.»
He shrugged his shoulders in response.
او در پاسخ سرش را بالا و پایین کرد.
She gave a nonchalant shrug.
او با بیخیالی سرش را بالا و پایین کرد.
I just shrugged off his rude comments.
من فقط نظرات بیادبانه او را نادیده گرفتم.
The teacher shrugged off the student's excuses.
معلم بهانههای دانشآموز را نادیده گرفت.
He shrugged his way through the awkward conversation.
او با سرفهای از میان مکالمهی ناخوشایند عبور کرد.
She shrugged off the negative feedback.
او بازخورد منفی را نادیده گرفت.
They just shrugged and walked away.
آنها فقط سرشان را بالا و پایین کردند و دور شدند.
The boss shrugged off the employee's complaints.
رئیس از شکایات کارمند نادیده گرفت.
Instead of getting upset, she just shrugged and smiled.
به جای ناراحت شدن، او فقط سرش را بالا و پایین کرد و لبخند زد.
He shrugged as if to say he didn't know the answer.
او با سرفهای وانمود کرد که جواب را نمیداند.
Give a shrug
حالت بیتفاوتی نشان دادن
Shrug it off
آن را نادیده گرفتن
shrug off
نادیده گرفتن
a shrug of resignation.
یک سرفه سر تسلیم
with a shrug of despair
با سرفه ناامیدی
shrug off a burden.
گريبانگیری یک بار را دور كن.
The first guard handed the parchment back with a shrug. "Inside and to the left. Don't be scamping about."
نگهبان اول سند را پس داد با سرفهای. «داخل و سمت چپ. دست و پا نزن.»
He shrugged his shoulders in response.
او در پاسخ سرش را بالا و پایین کرد.
She gave a nonchalant shrug.
او با بیخیالی سرش را بالا و پایین کرد.
I just shrugged off his rude comments.
من فقط نظرات بیادبانه او را نادیده گرفتم.
The teacher shrugged off the student's excuses.
معلم بهانههای دانشآموز را نادیده گرفت.
He shrugged his way through the awkward conversation.
او با سرفهای از میان مکالمهی ناخوشایند عبور کرد.
She shrugged off the negative feedback.
او بازخورد منفی را نادیده گرفت.
They just shrugged and walked away.
آنها فقط سرشان را بالا و پایین کردند و دور شدند.
The boss shrugged off the employee's complaints.
رئیس از شکایات کارمند نادیده گرفت.
Instead of getting upset, she just shrugged and smiled.
به جای ناراحت شدن، او فقط سرش را بالا و پایین کرد و لبخند زد.
He shrugged as if to say he didn't know the answer.
او با سرفهای وانمود کرد که جواب را نمیداند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید