shunnings

[ایالات متحده]/ˈʃʌnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈʃʌnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل دوری کردن یا دور نگه داشتن از کسی یا چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

shunning behavior

اجتناب از رفتار

shunning tactics

استفاده از تاکتیک‌های اجتناب

shunning practices

اجتناب از روش‌ها

shunning others

اجتناب از دیگران

shunning society

اجتناب از جامعه

shunning norms

اجتناب از هنجارها

shunning friends

اجتناب از دوستان

shunning criticism

اجتناب از انتقاد

shunning responsibilities

اجتناب از مسئولیت‌ها

shunning attention

اجتناب از توجه

جملات نمونه

shunning negative influences can lead to a healthier lifestyle.

اجتناب از تأثیرات منفی می‌تواند منجر به یک سبک زندگی سالم‌تر شود.

he is shunning social interactions to focus on his work.

او برای تمرکز بر کار خود از تعاملات اجتماعی اجتناب می‌کند.

shunning unhealthy foods is essential for weight loss.

اجتناب از غذاهای ناسالم برای کاهش وزن ضروری است.

she was shunning the spotlight after the controversy.

او پس از جنجال از توجه رسانه ها اجتناب می‌کرد.

shunning gossip can improve workplace relationships.

اجتناب از شایعه گویی می‌تواند روابط در محل کار را بهبود بخشد.

they are shunning traditional norms in favor of new ideas.

آنها به جای هنجارهای سنتی، از ایده‌های جدید اجتناب می‌کنند.

shunning distractions helps me concentrate better.

اجتناب از عوامل حواس پرتی به من کمک می‌کند بهتر تمرکز کنم.

he has been shunning his responsibilities lately.

او اخیراً از مسئولیت‌های خود اجتناب کرده است.

shunning toxic relationships is a sign of self-respect.

اجتناب از روابط سمی نشانه‌ای از احترام به خود است.

she believes in shunning materialism for a simpler life.

او معتقد است که برای داشتن یک زندگی ساده‌تر باید از مادی‌گرایی اجتناب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید