shunning behavior
اجتناب از رفتار
shunning tactics
استفاده از تاکتیکهای اجتناب
shunning practices
اجتناب از روشها
shunning others
اجتناب از دیگران
shunning society
اجتناب از جامعه
shunning norms
اجتناب از هنجارها
shunning friends
اجتناب از دوستان
shunning criticism
اجتناب از انتقاد
shunning responsibilities
اجتناب از مسئولیتها
shunning attention
اجتناب از توجه
shunning negative influences can lead to a healthier lifestyle.
اجتناب از تأثیرات منفی میتواند منجر به یک سبک زندگی سالمتر شود.
he is shunning social interactions to focus on his work.
او برای تمرکز بر کار خود از تعاملات اجتماعی اجتناب میکند.
shunning unhealthy foods is essential for weight loss.
اجتناب از غذاهای ناسالم برای کاهش وزن ضروری است.
she was shunning the spotlight after the controversy.
او پس از جنجال از توجه رسانه ها اجتناب میکرد.
shunning gossip can improve workplace relationships.
اجتناب از شایعه گویی میتواند روابط در محل کار را بهبود بخشد.
they are shunning traditional norms in favor of new ideas.
آنها به جای هنجارهای سنتی، از ایدههای جدید اجتناب میکنند.
shunning distractions helps me concentrate better.
اجتناب از عوامل حواس پرتی به من کمک میکند بهتر تمرکز کنم.
he has been shunning his responsibilities lately.
او اخیراً از مسئولیتهای خود اجتناب کرده است.
shunning toxic relationships is a sign of self-respect.
اجتناب از روابط سمی نشانهای از احترام به خود است.
she believes in shunning materialism for a simpler life.
او معتقد است که برای داشتن یک زندگی سادهتر باید از مادیگرایی اجتناب کرد.
shunning behavior
اجتناب از رفتار
shunning tactics
استفاده از تاکتیکهای اجتناب
shunning practices
اجتناب از روشها
shunning others
اجتناب از دیگران
shunning society
اجتناب از جامعه
shunning norms
اجتناب از هنجارها
shunning friends
اجتناب از دوستان
shunning criticism
اجتناب از انتقاد
shunning responsibilities
اجتناب از مسئولیتها
shunning attention
اجتناب از توجه
shunning negative influences can lead to a healthier lifestyle.
اجتناب از تأثیرات منفی میتواند منجر به یک سبک زندگی سالمتر شود.
he is shunning social interactions to focus on his work.
او برای تمرکز بر کار خود از تعاملات اجتماعی اجتناب میکند.
shunning unhealthy foods is essential for weight loss.
اجتناب از غذاهای ناسالم برای کاهش وزن ضروری است.
she was shunning the spotlight after the controversy.
او پس از جنجال از توجه رسانه ها اجتناب میکرد.
shunning gossip can improve workplace relationships.
اجتناب از شایعه گویی میتواند روابط در محل کار را بهبود بخشد.
they are shunning traditional norms in favor of new ideas.
آنها به جای هنجارهای سنتی، از ایدههای جدید اجتناب میکنند.
shunning distractions helps me concentrate better.
اجتناب از عوامل حواس پرتی به من کمک میکند بهتر تمرکز کنم.
he has been shunning his responsibilities lately.
او اخیراً از مسئولیتهای خود اجتناب کرده است.
shunning toxic relationships is a sign of self-respect.
اجتناب از روابط سمی نشانهای از احترام به خود است.
she believes in shunning materialism for a simpler life.
او معتقد است که برای داشتن یک زندگی سادهتر باید از مادیگرایی اجتناب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید