shush

[ایالات متحده]/ʃʊʃ/
[بریتانیا]/ʃʊʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

excl. و vi. ساکت، آرام باش.
شکل‌های واژه
جمعshushes
زمان گذشتهshushed
شکل سوم شخص مفردshushes
قسمت سوم فعلshushed
صفت یا فعل حال استمراریshushing

جملات نمونه

she shushed him with a wave.

او با یک حرکت به او گفت سکوت کند.

Shush! Do you want to wake everyone?.

سکوت! آیا می‌خواهی همه را بیدار کنی؟

could we have a little shush please?.

آیا می‌توانیم کمی سکوت داشته باشیم، لطفاً؟

I stood to watch a big liner shushing slowly past.

من ایستادم تا یک کشتی بزرگ را که به آرامی از کنارم عبور می‌کرد تماشا کنم.

Her voice thinned down to a whisper as people turned to shush her.

صدای او به زمزمه تبدیل شد زیرا مردم برای گفتن به او سکوت کردند.

the thumps were followed by shushes from the aunts.

ضربه ها با سکوت از سوی عمه ها دنبال شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید