shushing

[ایالات متحده]/ʃʌʃɪŋ/
[بریتانیا]/ʃʌʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ساکت کردن کسی با گفتن "شوش"; ساکت کردن یا آرام کردن کسی
n. صدایی که برای تشویق به سکوت ایجاد می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

shushing sound

صدای بستن دهان

shushing gesture

حرکت بستن دهان

shushing noise

صدای آرام

shushing action

عمل بستن دهان

shushing effect

اثر آرامش بخش

shushing command

دستور آرام کردن

shushing tone

لحن آرام

shushing reply

پاسخ آرام

shushing phrase

عبارت آرام

shushing whisper

نجوا آرام

جملات نمونه

the teacher was shushing the noisy students.

معلم در حال آرام کردن دانش‌آموزان پر سر و صدا بود.

she kept shushing her friends during the movie.

او در طول فیلم مدام دوستانش را آرام می‌کرد.

the librarian is always shushing people in the library.

متصدی کتابخانه همیشه در حال آرام کردن مردم در کتابخانه است.

he was shushing the crowd to hear the speaker better.

او برای شنیدن بهتر سخنران جمعیت را آرام می‌کرد.

shushing the baby helped her fall asleep quickly.

آرام کردن نوزاد به او کمک کرد تا به سرعت به خواب برود.

they were shushing each other during the concert.

آنها در طول کنسرت در حال آرام کردن یکدیگر بودند.

the mother was shushing her child in the restaurant.

مادر در حال آرام کردن فرزندش در رستوران بود.

he was shushing his dog to stop barking.

او برای متوقف کردن سگش از پارس کردن، او را آرام می‌کرد.

the audience began shushing each other to listen closely.

تماشاگران شروع به آرام کردن یکدیگر کردند تا با دقت گوش دهند.

shushing can be an effective way to maintain silence.

آرام کردن می‌تواند راهی موثر برای حفظ سکوت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید