shyer

[ایالات متحده]/ʃaɪə/
[بریتانیا]/ʃaɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فرم مقایسه‌ای خجالتی; ترسو; به راحتی ترسیده
n. شخصی که به راحتی می‌ترسد; اسب ترسو

عبارات و ترکیب‌ها

shyer than

کوچکتر از

shyer person

شخص خجالتی تر

shyer child

کودک خجالتی تر

shyer than usual

خجالتی تر از معمول

shyer individual

فرد خجالتی تر

shyer than before

خجالتی تر از قبل

shyer nature

طبع خجالتی تر

shyer response

پاسخ خجالتی تر

shyer demeanor

رفتار خجالتی تر

shyer attitude

نگرش خجالتی تر

جملات نمونه

she became shyer after moving to a new city.

او بعد از نقل مکان به یک شهر جدید خجالتی تر شد.

he was always shyer than his friends.

او همیشه از دوستانش خجالتی تر بود.

as a child, i was much shyer than i am now.

وقتی بچه بودم، خیلی خجالتی تر از الان بودم.

she felt shyer when speaking in public.

او هنگام صحبت کردن در جمع احساس خجالت بیشتری می کرد.

being shyer can sometimes make social situations difficult.

خجالتی بودن گاهی اوقات می تواند موقعیت های اجتماعی را دشوار کند.

he tends to be shyer around strangers.

او معمولاً در برابر غریبه ها خجالتی تر است.

after joining the group, she became even shyer.

بعد از پیوستن به گروه، او حتی خجالتی تر شد.

some people are naturally shyer than others.

برخی از افراد به طور طبیعی از دیگران خجالتی تر هستند.

she tries to overcome her shyer nature.

او سعی می کند بر خجالت ذاتی خود غلبه کند.

he felt shyer than ever during the interview.

او در طول مصاحبه احساس خجالت بیشتری نسبت به همیشه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید