shyer than
کوچکتر از
shyer person
شخص خجالتی تر
shyer child
کودک خجالتی تر
shyer than usual
خجالتی تر از معمول
shyer individual
فرد خجالتی تر
shyer than before
خجالتی تر از قبل
shyer nature
طبع خجالتی تر
shyer response
پاسخ خجالتی تر
shyer demeanor
رفتار خجالتی تر
shyer attitude
نگرش خجالتی تر
she became shyer after moving to a new city.
او بعد از نقل مکان به یک شهر جدید خجالتی تر شد.
he was always shyer than his friends.
او همیشه از دوستانش خجالتی تر بود.
as a child, i was much shyer than i am now.
وقتی بچه بودم، خیلی خجالتی تر از الان بودم.
she felt shyer when speaking in public.
او هنگام صحبت کردن در جمع احساس خجالت بیشتری می کرد.
being shyer can sometimes make social situations difficult.
خجالتی بودن گاهی اوقات می تواند موقعیت های اجتماعی را دشوار کند.
he tends to be shyer around strangers.
او معمولاً در برابر غریبه ها خجالتی تر است.
after joining the group, she became even shyer.
بعد از پیوستن به گروه، او حتی خجالتی تر شد.
some people are naturally shyer than others.
برخی از افراد به طور طبیعی از دیگران خجالتی تر هستند.
she tries to overcome her shyer nature.
او سعی می کند بر خجالت ذاتی خود غلبه کند.
he felt shyer than ever during the interview.
او در طول مصاحبه احساس خجالت بیشتری نسبت به همیشه کرد.
shyer than
کوچکتر از
shyer person
شخص خجالتی تر
shyer child
کودک خجالتی تر
shyer than usual
خجالتی تر از معمول
shyer individual
فرد خجالتی تر
shyer than before
خجالتی تر از قبل
shyer nature
طبع خجالتی تر
shyer response
پاسخ خجالتی تر
shyer demeanor
رفتار خجالتی تر
shyer attitude
نگرش خجالتی تر
she became shyer after moving to a new city.
او بعد از نقل مکان به یک شهر جدید خجالتی تر شد.
he was always shyer than his friends.
او همیشه از دوستانش خجالتی تر بود.
as a child, i was much shyer than i am now.
وقتی بچه بودم، خیلی خجالتی تر از الان بودم.
she felt shyer when speaking in public.
او هنگام صحبت کردن در جمع احساس خجالت بیشتری می کرد.
being shyer can sometimes make social situations difficult.
خجالتی بودن گاهی اوقات می تواند موقعیت های اجتماعی را دشوار کند.
he tends to be shyer around strangers.
او معمولاً در برابر غریبه ها خجالتی تر است.
after joining the group, she became even shyer.
بعد از پیوستن به گروه، او حتی خجالتی تر شد.
some people are naturally shyer than others.
برخی از افراد به طور طبیعی از دیگران خجالتی تر هستند.
she tries to overcome her shyer nature.
او سعی می کند بر خجالت ذاتی خود غلبه کند.
he felt shyer than ever during the interview.
او در طول مصاحبه احساس خجالت بیشتری نسبت به همیشه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید