sidechain

[ایالات متحده]/ˈsaɪd.tʃeɪn/
[بریتانیا]/ˈsaɪd.tʃeɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروه شیمیایی متصل به یک ساختار اصلی؛ یک مسیر سیگنال صوتی برای پردازش خارجی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

sidechain compression

کمپرسیون سایدچین

sidechain input

ورودی سایدچین

sidechain signal

سیگنال سایدچین

sidechain trigger

فعال‌ساز سایدچین

external sidechain

سایدچین خارجی

sidechained kick

کیک سایدچین‌شده

sidechained bass

بیس سایدچین‌شده

sidechaining vocals

سایدچین‌کردن صدای خواننده

sidechain output

خروجی سایدچین

internal sidechain

سایدچین داخلی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید