subchain

[ایالات متحده]/ˈsʌbˌtʃeɪn/
[بریتانیا]/ˈsʌbˌtʃeɪn/

ترجمه

n. زنجیره یا دنباله‌ای کوچکتر درون زنجیره یا دنباله‌ای بزرگتر

عبارات و ترکیب‌ها

subchain analysis

تجزیه و تحلیل زیر زنجیره

subchain management

مدیریت زیر زنجیره

subchain optimization

بهینه‌سازی زیر زنجیره

subchain structure

ساختار زیر زنجیره

subchain strategy

استراتژی زیر زنجیره

subchain model

مدل زیر زنجیره

subchain network

شبکه زیر زنجیره

subchain design

طراحی زیر زنجیره

subchain component

اجزای زیر زنجیره

subchain integration

ادغام زیر زنجیره

جملات نمونه

the subchain of events led to a surprising outcome.

زنجیره فرعی وقایع منجر به نتایج غیرمنتظره ای شد.

we need to analyze the subchain to understand the process better.

ما باید زنجیره فرعی را تجزیه و تحلیل کنیم تا فرآیند را بهتر درک کنیم.

the subchain plays a crucial role in the overall system.

زنجیره فرعی نقش مهمی در سیستم کلی ایفا می کند.

each component in the subchain must work efficiently.

هر جزء در زنجیره فرعی باید به طور کارآمد کار کند.

identifying the subchain can help improve performance.

شناسایی زنجیره فرعی می تواند به بهبود عملکرد کمک کند.

the subchain is essential for the final product's quality.

زنجیره فرعی برای کیفیت محصول نهایی ضروری است.

we discovered a flaw in the subchain during testing.

ما در حین آزمایش یک نقص در زنجیره فرعی کشف کردیم.

the subchain's efficiency impacts the entire operation.

بهره وری زنجیره فرعی بر کل عملیات تأثیر می گذارد.

understanding the subchain helps in troubleshooting issues.

درک زنجیره فرعی به رفع مشکلات کمک می کند.

each subchain contributes to the main workflow.

هر زنجیره فرعی به جریان اصلی کار کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید