sidesman

[ایالات متحده]/ˈsaɪdzmən/
[بریتانیا]/ˈsaɪdzmən/

ترجمه

n. مقام کلیسایی که در خدمات کمک می‌کند؛ دیacon یا سرپرست کلیسا در یک پارش
Word Forms
جمعsidesmen

عبارات و ترکیب‌ها

chief sidesman

جانبدار ارشد

sidesman duties

وظایف جانبدار

sidesman role

نقش جانبدار

sidesman selection

انتخاب جانبدار

sidesman training

آموزش جانبدار

sidesman appointment

انتصاب جانبدار

sidesman responsibilities

مسئولیت‌های جانبدار

sidesman support

حمایت جانبدار

sidesman position

موقعیت جانبدار

sidesman function

وظیفه جانبدار

جملات نمونه

the sidesman assisted the priest during the service.

جانب‌دار به کشیش در طول مراسم کمک کرد.

each sidesman took turns reading the scriptures.

هر جانب‌دار نوبت‌نوبت متون مقدس را می‌خواند.

the sidesman welcomed the guests at the entrance.

جانب‌دار از مهمانان در ورودی استقبال کرد.

the sidesman helped organize the seating arrangements.

جانب‌دار به سازماندهی چیدمان صندلی‌ها کمک کرد.

during the service, the sidesman distributed hymn books.

در طول مراسم، جانب‌دار کتاب‌های سرود را توزیع کرد.

the sidesman played a key role in the church community.

جانب‌دار نقش مهمی در جامعه کلیسا داشت.

he served as a sidesman for many years.

او سال‌ها به عنوان جانب‌دار خدمت کرد.

the sidesman ensured that the service ran smoothly.

جانب‌دار اطمینان حاصل کرد که مراسم به طور روان پیش می‌رود.

many sidesmen volunteered for special events.

بسیاری از جانب‌داران به طور داوطلبانه برای رویدادهای ویژه داوطلب شدند.

she was honored to be appointed as a sidesman.

او مفتخر به انتصاب به عنوان جانب‌دار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید