sidespin

[ایالات متحده]/ˈsaɪdˌspɪn/
[بریتانیا]/ˈsaɪdˌspɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چرخش یک توپ که باعث می‌شود به سمت کناری منحرف شود؛ چرخش جانبی یک توپ
Word Forms
جمعsidespins

عبارات و ترکیب‌ها

sidespin serve

سرو با چرخش جانبی

sidespin shot

ضربه با چرخش جانبی

sidespin effect

اثر چرخش جانبی

sidespin ball

توپ با چرخش جانبی

sidespin technique

تکنیک چرخش جانبی

sidespin control

کنترل چرخش جانبی

sidespin angle

زاویه چرخش جانبی

sidespin curve

منحنی چرخش جانبی

sidespin strategy

استراتژی چرخش جانبی

sidespin adjustment

تنظیم چرخش جانبی

جملات نمونه

he applied sidespin to the ball to make it curve.

او برای ایجاد چرخش در توپ از چرخش جانبی استفاده کرد.

the sidespin on the serve surprised his opponent.

چرخش جانبی در سرویس باعث تعجب حریف او شد.

to master the game, you need to learn how to generate sidespin.

برای تسلط بر بازی، باید یاد بگیرید چگونه چرخش جانبی ایجاد کنید.

she practiced hitting the ball with sidespin to improve her accuracy.

او برای بهبود دقت خود، تمرین می‌کرد توپ را با چرخش جانبی بزند.

adding sidespin can change the trajectory of the shot.

اضافه کردن چرخش جانبی می‌تواند مسیر ضربه را تغییر دهد.

the coach emphasized the importance of sidespin in tennis.

مربی بر اهمیت چرخش جانبی در تنیس تاکید کرد.

he learned to control the sidespin for better ball placement.

او یاد گرفت که چرخش جانبی را برای قرارگیری بهتر توپ کنترل کند.

using sidespin can help you outmaneuver your opponent.

استفاده از چرخش جانبی می‌تواند به شما کمک کند تا حریف خود را دریبل کنید.

she enjoys experimenting with sidespin during practice sessions.

او از آزمایش با چرخش جانبی در طول جلسات تمرین لذت می‌برد.

understanding sidespin is essential for advanced players.

درک چرخش جانبی برای بازیکنان پیشرفته ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید