sidles away
دور میشود
sidles up
نزدیک میشود
sidles past
از کنار عبور میکند
sidles in
وارد میشود
sidles out
خارج میشود
sidles along
همراه با...
sidles close
نزدیک میشود
sidles over
بالای...
sidles near
نزدیک...
sidles beside
کنار...
the cat sidles up to me for attention.
گربه برای جلب توجه به من نزدیک میشود.
he sidles into the room without making a sound.
او بدون ایجاد صدا وارد اتاق میشود.
the child sidles closer to his mother during the movie.
بچه در حین تماشای فیلم به مادرش نزدیک میشود.
she sidles away from the group to avoid the conversation.
او برای اجتناب از گفتگو از گروه دور میشود.
the dog sidles up to the stranger, curious but cautious.
سگ با کنجکاوی اما احتیاط به غریبه نزدیک میشود.
as the music plays, he sidles over to the dance floor.
همانطور که موسیقی پخش میشود، او به سمت کف رقص میرود.
the fox sidles through the bushes, looking for food.
روباه از میان بوتهها عبور میکند و به دنبال غذا میگردد.
she sidles past her boss to grab a coffee.
او برای گرفتن قهوه از کنار رئیسش عبور میکند.
the thief sidles along the alley, trying to remain unnoticed.
دزد در امتداد کوچه حرکت میکند و سعی میکند نامرئی بماند.
he sidles up to the bar to order a drink.
او برای سفارش نوشیدنی به بار میرود.
sidles away
دور میشود
sidles up
نزدیک میشود
sidles past
از کنار عبور میکند
sidles in
وارد میشود
sidles out
خارج میشود
sidles along
همراه با...
sidles close
نزدیک میشود
sidles over
بالای...
sidles near
نزدیک...
sidles beside
کنار...
the cat sidles up to me for attention.
گربه برای جلب توجه به من نزدیک میشود.
he sidles into the room without making a sound.
او بدون ایجاد صدا وارد اتاق میشود.
the child sidles closer to his mother during the movie.
بچه در حین تماشای فیلم به مادرش نزدیک میشود.
she sidles away from the group to avoid the conversation.
او برای اجتناب از گفتگو از گروه دور میشود.
the dog sidles up to the stranger, curious but cautious.
سگ با کنجکاوی اما احتیاط به غریبه نزدیک میشود.
as the music plays, he sidles over to the dance floor.
همانطور که موسیقی پخش میشود، او به سمت کف رقص میرود.
the fox sidles through the bushes, looking for food.
روباه از میان بوتهها عبور میکند و به دنبال غذا میگردد.
she sidles past her boss to grab a coffee.
او برای گرفتن قهوه از کنار رئیسش عبور میکند.
the thief sidles along the alley, trying to remain unnoticed.
دزد در امتداد کوچه حرکت میکند و سعی میکند نامرئی بماند.
he sidles up to the bar to order a drink.
او برای سفارش نوشیدنی به بار میرود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید