sidles

[ایالات متحده]/ˈsaɪdəlz/
[بریتانیا]/ˈsaɪdəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به آرامی یا به طور مخفیانه به کسی نزدیک شدن

عبارات و ترکیب‌ها

sidles away

دور می‌شود

sidles up

نزدیک می‌شود

sidles past

از کنار عبور می‌کند

sidles in

وارد می‌شود

sidles out

خارج می‌شود

sidles along

همراه با...

sidles close

نزدیک می‌شود

sidles over

بالای...

sidles near

نزدیک...

sidles beside

کنار...

جملات نمونه

the cat sidles up to me for attention.

گربه برای جلب توجه به من نزدیک می‌شود.

he sidles into the room without making a sound.

او بدون ایجاد صدا وارد اتاق می‌شود.

the child sidles closer to his mother during the movie.

بچه در حین تماشای فیلم به مادرش نزدیک می‌شود.

she sidles away from the group to avoid the conversation.

او برای اجتناب از گفتگو از گروه دور می‌شود.

the dog sidles up to the stranger, curious but cautious.

سگ با کنجکاوی اما احتیاط به غریبه نزدیک می‌شود.

as the music plays, he sidles over to the dance floor.

همانطور که موسیقی پخش می‌شود، او به سمت کف رقص می‌رود.

the fox sidles through the bushes, looking for food.

روباه از میان بوته‌ها عبور می‌کند و به دنبال غذا می‌گردد.

she sidles past her boss to grab a coffee.

او برای گرفتن قهوه از کنار رئیسش عبور می‌کند.

the thief sidles along the alley, trying to remain unnoticed.

دزد در امتداد کوچه حرکت می‌کند و سعی می‌کند نامرئی بماند.

he sidles up to the bar to order a drink.

او برای سفارش نوشیدنی به بار می‌رود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید