signalized

[ایالات متحده]/ˈsɪɡnəlaɪzd/
[بریتانیا]/ˈsɪɡnəlaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. معروف کرد؛ مشهود کرد؛ بارز کرد؛ علامت داد به

عبارات و ترکیب‌ها

signalized intersection

تقاطع دارای چراغ راهنمایی

signalized crossing

گذرگاه دارای چراغ راهنمایی

signalized traffic

ترافیک دارای چراغ راهنمایی

signalized route

مسیر دارای چراغ راهنمایی

signalized area

منطقه دارای چراغ راهنمایی

signalized lane

خط ویژه دارای چراغ راهنمایی

signalized approach

مسیر دسترسی دارای چراغ راهنمایی

signalized system

سیستم دارای چراغ راهنمایی

signalized point

نقطه دارای چراغ راهنمایی

signalized zone

ناحیه دارای چراغ راهنمایی

جملات نمونه

the event was signalized by a grand fireworks display.

این رویداد با یک نمایش آتش‌بازی بزرگ مشخص شد.

her arrival was signalized by loud cheers from the crowd.

ورود او با تشویق‌های پر سر و صدای جمعیت مشخص شد.

the new policy was signalized by a press conference.

سیاست جدید با کنفرانس مطبوعاتی مشخص شد.

the start of the race was signalized by a starting gun.

شروع مسابقه با شلیک تفنگ شروع مشخص شد.

the completion of the project was signalized by a ceremony.

اتمام پروژه با یک مراسم مشخص شد.

his promotion was signalized by a formal announcement.

ارتقای او با اعلامیه رسمی مشخص شد.

the change in leadership was signalized by a new logo.

تغییر در رهبری با یک لوگوی جدید مشخص شد.

the festival was signalized by a parade through the streets.

جشنواره با یک رژه در خیابان‌ها مشخص شد.

the launch of the product was signalized by a special event.

معرفی محصول با یک رویداد ویژه مشخص شد.

the end of the semester was signalized by final exams.

پایان ترم با امتحانات نهایی مشخص شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید