silkier

[ایالات متحده]/ˈsɪl.kɪə/
[بریتانیا]/ˈsɪl.kɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فرم مقایسه‌ای از ابریشمی

عبارات و ترکیب‌ها

silkier hair

موهای نرم‌تر

silkier skin

پوست نرم‌تر

silkier fabric

پارچه نرم‌تر

silkier texture

بافت نرم‌تر

silkier finish

پوشش نرم‌تر

silkier feel

حس نرم‌تر

silkier appearance

ظاهر نرم‌تر

silkier look

قیافه‌ی نرم‌تر

silkier blend

مخلوط نرم‌تر

silkier surface

سطح نرم‌تر

جملات نمونه

her hair feels silkier after using the new conditioner.

موهای او پس از استفاده از نرم کننده جدید، ابریشمی‌تر به نظر می‌رسد.

the fabric is much silkier than i expected.

پارچه بسیار نرم‌تر از آن چیزی که انتظار داشتم، است.

he prefers his coffee silkier with a splash of cream.

او ترجیح می‌دهد قهوه او با کمی خامه، نرم‌تر باشد.

after the treatment, her skin felt silkier and smoother.

پس از درمان، پوست او نرم‌تر و صاف‌تر شد.

the new recipe made the sauce silkier than before.

دستورالعمل جدید باعث شد سس نرم‌تر از قبل شود.

he claims his new shoes are silkier to walk in.

او ادعا می‌کند که کفش‌های جدیدش نرم‌تر برای راه رفتن هستند.

her voice became silkier as she practiced singing.

صدای او با تمرین آواز، نرم‌تر شد.

the silkier texture of the pudding made it irresistible.

بافت نرم‌تر پودینگ آن را غیرقابل مقاومت کرد.

he used a silkier paint to achieve a smoother finish.

او از رنگ نرم‌تری برای رسیدن به یک سطح صاف‌تر استفاده کرد.

the new hair serum promises to make your hair silkier.

سرم موی جدید قول می‌دهد که موهای شما را نرم‌تر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید