single-headed

[ایالات متحده]/[ˈsɪŋɡəl ˈhedɪd]/
[بریتانیا]/[ˈsɪŋɡəl ˈhedɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای یک سر؛ دارای تنها یک سر؛ چندسره نبودن.
n. یک موجود یا چیز با تنها یک سر.

عبارات و ترکیب‌ها

single-headed lamp

مچک یک سر

single-headed nail

چکش یک سر

single-headed screw

پیچ یک سر

single-headed axe

تیکه یک سر

single-headed pin

پین یک سر

single-headed bolt

پیچ یک سر

single-headed valve

واکوی یک سر

single-headed post

پست یک سر

single-headed fastener

چکش یک سر

single-headed design

طراحی یک سر

جملات نمونه

the single-headed screw held the components securely.

پیچ یکسره قطعات را به طور ایمنی نگه داشت.

he designed a single-headed cane for better balance.

او یک م拐杖 یکسره برای تعادل بهتر طراحی کرد.

the single-headed nail was easier to hammer in.

گچ یکسره آسانتری برای چکش زدن بود.

a single-headed bolt secured the heavy machinery.

یک پیچ یکسره ماشین‌آلات سنگین را ایمن کرد.

the artist used a single-headed brush for detail work.

هنرمند از فرشه یکسره برای کار جزئیات استفاده کرد.

we needed a single-headed wrench for the tight space.

ما به یک مفتی یکسره برای فضای تنگ نیاز داشتیم.

the single-headed pin kept the mechanism aligned.

پین یکسره مکانیزم را در یک خط نگه داشت.

the single-headed fastener was ideal for this application.

میلگرد یکسره برای این کار مناسب بود.

he preferred a single-headed hammer for its simplicity.

او به دلیل سادگی یک چکش یکسره را ترجیح می‌داد.

the single-headed valve controlled the fluid flow.

وازه یکسره جریان مایع را کنترل کرد.

a single-headed stud connected the panels together.

یک میل یکسره پنل‌ها را به هم متصل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید