sinuated

[ایالات متحده]/ˈsɪnjʊeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈsɪnjuˌeɪtɪd/

ترجمه

adj. دارای شکل موج دار یا منحنی

عبارات و ترکیب‌ها

sinuated path

مسیر موجدار

sinuated line

خط موجدار

sinuated form

فرم موجدار

sinuated structure

ساختار موجدار

sinuated design

طراحی موجدار

sinuated edge

لبه موجدار

sinuated surface

سطح موجدار

sinuated channel

کانال موجدار

sinuated pattern

الگوی موجدار

sinuated feature

ویژگی موجدار

جملات نمونه

the river sinuated through the lush valley.

رودخانه در میان دره سرسبز پیچ و تاب می‌خورد.

the path sinuated around the ancient trees.

مسیر در اطراف درختان باستانی پیچ و تاب می‌خورد.

her thoughts sinuated through various ideas.

افکار او از میان ایده‌های مختلف عبور می‌کرد.

the coastline sinuated, creating beautiful bays.

خط ساحلی پیچ و تاب می‌خورد و خلیج‌های زیبایی ایجاد می‌کرد.

the snake sinuated across the warm sand.

مار در شن‌های گرم پیچ و تاب می‌خورد.

the road sinuated through the mountains.

جاده در میان کوه‌ها پیچ و تاب می‌خورد.

her dress sinuated elegantly as she walked.

لباس او با ظرافت در حالی که راه می‌رفت، پیچ و تاب می‌خورد.

the river sinuated, reflecting the sunset.

رودخانه پیچ و تاب می‌خورد و غروب خورشید را منعکس می‌کند.

the conversation sinuated into deeper topics.

گفتگو به موضوعات عمیق‌تر کشیده شد.

the vine sinuated up the trellis.

گیاه نورس در طول توری پیچ و تاب می‌خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید