sired

[ایالات متحده]/saɪəd/
[بریتانیا]/saɪrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی sire

عبارات و ترکیب‌ها

sired offspring

نتاج حاصل

sired by stallion

توسط نره تولید شده

sired lineage

تبار تولید شده

sired breed

نژاد تولید شده

sired foal

پشتک تولید شده

sired progeny

نسل تولید شده

sired dog

سگ تولید شده

sired animal

حیوان تولید شده

sired champion

قهرمان تولید شده

sired breedings

تولید نژاد

جملات نمونه

the stallion sired a number of champion racehorses.

اسب نر، تعداد زیادی از اسب‌های مسابقه‌ران قهرمان را به دنیا آورد.

he sired three children with his first wife.

او سه فرزند با همسر اولش به دنیا آورد.

the famous dog sired many puppies that won awards.

سگ مشهور، توله‌های زیادی به دنیا آورد که جایزه بردند.

many of the best players were sired by legendary coaches.

بسیاری از بهترین بازیکنان توسط مربیان افسانه به دنیا آمدند.

he proudly announced that he had sired a new generation of artists.

او با افتخار اعلام کرد که نسل جدیدی از هنرمندان را به دنیا آورده است.

the bull sired several calves on the farm.

گاو نر، چندین گوساله در مزرعه به دنیا آورد.

her research showed that the lion sired more cubs than expected.

تحقیقات او نشان داد که شیر بیشتر از حد انتظار توله داشت.

he sired a legacy that would last for generations.

او میراثی را به دنیا آورد که برای نسل‌ها باقی خواهد ماند.

the famous stallion sired offspring that excelled in competitions.

اسب نر مشهور، نوزادانی را به دنیا آورد که در مسابقات سرآمد بودند.

she was thrilled to learn that her cat sired a litter of kittens.

او از این که گربه اش توله های زیادی به دنیا آورده بود بسیار هیجان زده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید