six-packs

[ایالات متحده]/sɪksˈpæk/
[بریتانیا]/sɪksˈpæk/

ترجمه

n. یک ظرف مقوایی طراحی شده برای نگهداری از شش وسیله و حمل دستی

عبارات و ترکیب‌ها

six-pack abs

شش بسته عضلانی

get a six-pack

کسب عضلات شکم

show off six-pack

نمایش عضلات شکم

six-pack beer

آفتاب بسته‌ي آبجو

six-pack life

زندگی با عضلات شکم

six-pack dream

رویای داشتن عضلات شکم

six-pack physique

اندام عضلانی

six-pack challenge

چالش داشتن عضلات شکم

six-pack summer

تابستان با عضلات شکم

six-pack goals

اهداف داشتن عضلات شکم

جملات نمونه

he's been working out to get a six-pack.

او برای داشتن یک بسته شش‌تایی در حال تمرین است.

the fitness model showed off his impressive six-pack.

مدل تناسب اندام بسته شش‌تایی چشمگیر خود را به نمایش گذاشت.

i want to build a six-pack before summer.

من می‌خواهم قبل از تابستان یک بسته شش‌تایی بسازم.

he's got a sculpted six-pack from years of training.

او سال‌ها تمرین کرده و یک بسته شش‌تایی مجسمه ای دارد.

she admired his defined six-pack on the beach.

او بسته شش‌تایی مشخص او را در ساحل تحسین کرد.

getting a six-pack requires dedication and hard work.

داشتن یک بسته شش‌تایی نیاز به تعهد و تلاش دارد.

he's aiming for a rock-hard six-pack.

او به دنبال یک بسته شش‌تایی بسیار سخت است.

the magazine featured a man with a perfect six-pack.

مجله تصویری از مردی با بسته شش‌تایی کامل داشت.

a six-pack is a sign of good fitness.

یک بسته شش‌تایی نشان دهنده تناسب اندام خوب است.

he started doing crunches to work on his six-pack.

او شروع به انجام حرکات کرانچ برای کار روی بسته شش‌تایی خود کرد.

the athlete's six-pack was visible through his shirt.

بسته شش‌تایی ورزشکار از زیر پیراهنش قابل مشاهده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید