six-pack abs
شش بسته عضلانی
get a six-pack
کسب عضلات شکم
show off six-pack
نمایش عضلات شکم
six-pack beer
آفتاب بستهي آبجو
six-pack life
زندگی با عضلات شکم
six-pack dream
رویای داشتن عضلات شکم
six-pack physique
اندام عضلانی
six-pack challenge
چالش داشتن عضلات شکم
six-pack summer
تابستان با عضلات شکم
six-pack goals
اهداف داشتن عضلات شکم
he's been working out to get a six-pack.
او برای داشتن یک بسته ششتایی در حال تمرین است.
the fitness model showed off his impressive six-pack.
مدل تناسب اندام بسته ششتایی چشمگیر خود را به نمایش گذاشت.
i want to build a six-pack before summer.
من میخواهم قبل از تابستان یک بسته ششتایی بسازم.
he's got a sculpted six-pack from years of training.
او سالها تمرین کرده و یک بسته ششتایی مجسمه ای دارد.
she admired his defined six-pack on the beach.
او بسته ششتایی مشخص او را در ساحل تحسین کرد.
getting a six-pack requires dedication and hard work.
داشتن یک بسته ششتایی نیاز به تعهد و تلاش دارد.
he's aiming for a rock-hard six-pack.
او به دنبال یک بسته ششتایی بسیار سخت است.
the magazine featured a man with a perfect six-pack.
مجله تصویری از مردی با بسته ششتایی کامل داشت.
a six-pack is a sign of good fitness.
یک بسته ششتایی نشان دهنده تناسب اندام خوب است.
he started doing crunches to work on his six-pack.
او شروع به انجام حرکات کرانچ برای کار روی بسته ششتایی خود کرد.
the athlete's six-pack was visible through his shirt.
بسته ششتایی ورزشکار از زیر پیراهنش قابل مشاهده بود.
six-pack abs
شش بسته عضلانی
get a six-pack
کسب عضلات شکم
show off six-pack
نمایش عضلات شکم
six-pack beer
آفتاب بستهي آبجو
six-pack life
زندگی با عضلات شکم
six-pack dream
رویای داشتن عضلات شکم
six-pack physique
اندام عضلانی
six-pack challenge
چالش داشتن عضلات شکم
six-pack summer
تابستان با عضلات شکم
six-pack goals
اهداف داشتن عضلات شکم
he's been working out to get a six-pack.
او برای داشتن یک بسته ششتایی در حال تمرین است.
the fitness model showed off his impressive six-pack.
مدل تناسب اندام بسته ششتایی چشمگیر خود را به نمایش گذاشت.
i want to build a six-pack before summer.
من میخواهم قبل از تابستان یک بسته ششتایی بسازم.
he's got a sculpted six-pack from years of training.
او سالها تمرین کرده و یک بسته ششتایی مجسمه ای دارد.
she admired his defined six-pack on the beach.
او بسته ششتایی مشخص او را در ساحل تحسین کرد.
getting a six-pack requires dedication and hard work.
داشتن یک بسته ششتایی نیاز به تعهد و تلاش دارد.
he's aiming for a rock-hard six-pack.
او به دنبال یک بسته ششتایی بسیار سخت است.
the magazine featured a man with a perfect six-pack.
مجله تصویری از مردی با بسته ششتایی کامل داشت.
a six-pack is a sign of good fitness.
یک بسته ششتایی نشان دهنده تناسب اندام خوب است.
he started doing crunches to work on his six-pack.
او شروع به انجام حرکات کرانچ برای کار روی بسته ششتایی خود کرد.
the athlete's six-pack was visible through his shirt.
بسته ششتایی ورزشکار از زیر پیراهنش قابل مشاهده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید