flab

[ایالات متحده]/flæb/
[بریتانیا]/flæb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوشت شل

عبارات و ترکیب‌ها

excess flab

چربی اضافی

lose flab

از دست دادن چربی

work off flab

چربی را بسوزانید

tone up flab

سفت کردن چربی

stubborn flab

چربی سرسخت

flab reduction

کاهش چربی

reduce flab

کاهش چربی

جملات نمونه

She is trying to get rid of the flab around her waist.

او سعی می‌کند چربی‌های اطراف کمر خود را از بین ببرد.

Regular exercise can help tone up flabby muscles.

ورزش منظم می‌تواند به تقویت عضلات شل کمک کند.

He has been working hard to lose the flab and build muscle.

او سخت تلاش کرده تا چربی‌ها را از بین ببرد و عضله بسازد.

A balanced diet is important for reducing flab and maintaining a healthy weight.

یک رژیم غذایی متعادل برای کاهش چربی و حفظ وزن سالم مهم است.

She is self-conscious about the flab on her arms.

او در مورد چربی‌های بازوهایش احساس ناامنی می‌کند.

The fitness trainer recommended specific exercises to target flab in problem areas.

مربی تناسب اندام تمرینات خاصی را برای هدف قرار دادن چربی در مناطق مشکل‌دار توصیه کرد.

She decided to join a dance class to help burn off the flab.

او تصمیم گرفت برای سوزاندن چربی در یک کلاس رقص ثبت نام کند.

Cutting down on sugary drinks can reduce flab and improve overall health.

کاهش مصرف نوشیدنی‌های شیرین می‌تواند چربی را کاهش داده و سلامت کلی را بهبود بخشد.

He's determined to get rid of the flab before summer.

او مصمم است قبل از تابستان چربی‌ها را از بین ببرد.

The flab around his midsection is a result of poor eating habits.

چربی‌های اطراف قسمت میانی بدن او نتیجه عادات غذایی نامناسب است.

نمونه‌های واقعی

' 'She has the gift of the flab.

او استعداد چربی داشتن را دارد.

منبع: Me Before You

So here is my graffiti art for the word flab.

بنابراین در اینجا هنر گرافیتی من برای کلمه flab وجود دارد.

منبع: Art Theory Tutorials

So I thought I would just try the word flab instead.

بنابراین من فکر کردم فقط سعی می کنم به جای آن کلمه flab.

منبع: Art Theory Tutorials

They are condemned for their gluttony, criticised for their vanity, manipulated for their insecurity and also blamed for the flab on their husbands and children.

آنها به خاطر حرص و آز، مورد انتقاد به خاطر خودستایی، دستکاری به خاطر ناامنی و همچنین سرزنش به خاطر چربی همسران و فرزندانشان محکوم شده اند.

منبع: The Economist - Arts

In America, when we con… when we connect the " t" sound is a flab sound, and it sounds like a " d" .

در آمریکا، وقتی ما مع… وقتی ما " t" را به هم وصل می کنیم، صدای flab است و مثل " d" به نظر می رسد.

منبع: Coach Shane helps you practice listening.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید