six-year

[ایالات متحده]/sɪksˈjɪə/
[بریتانیا]/sɪksˈjɪr/

ترجمه

adj. طولانی مدت برای شش سال (lasting for six years)

عبارات و ترکیب‌ها

six-year-old

شش ساله

six-year gap

فاصله شش ساله

six-year plan

برنامه شش ساله

six-year study

تحقیق شش ساله

six-year veteran

با سابقه شش سال

six-year period

دوره شش ساله

six-year relationship

رابطه شش ساله

six-year contract

قرارداد شش ساله

six-year old boy

پسر شش ساله

جملات نمونه

our six-year-old son loves playing with toy cars.

پسر شش ساله ما عاشق بازی با ماشین‌های اسباب‌بازی است.

the company celebrated its six-year anniversary last month.

شرکت ماه گذشته سالگرد شش سالگی خود را جشن گرفت.

he's a six-year veteran of the police force.

او یک افسر باسابقه شش ساله نیروی پلیس است.

the project spanned a six-year period of intense research.

این پروژه شامل یک دوره شش ساله تحقیقات فشرده بود.

the six-year-old girl started kindergarten this year.

دختر شش ساله امسال وارد کلاس اول ابتدایی شد.

it was a six-year struggle to complete the construction.

اتمام ساخت و ساز یک تلاش شش ساله بود.

he's saving up for a six-year car loan.

او در حال پس انداز برای وام خودروی شش ساله است.

the six-year-old boy is learning to read.

پسر شش ساله در حال یادگیری خواندن است.

they invested in a six-year bond with a good return.

آنها در یک اوراق قرضه شش ساله با بازده خوب سرمایه گذاری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید