sixsome

[ایالات متحده]/ˈsɪksəm/
[بریتانیا]/ˈsɪksəm/

ترجمه

n. گروهی از شش نفر
شکل‌های واژه
جمعsixsomes

عبارات و ترکیب‌ها

sixsome party

مهمانی شش‌نفره

sixsome game

بازی شش‌نفره

sixsome group

گروه شش‌نفره

sixsome fun

سرگرمی شش‌نفره

sixsome friends

دوستان شش‌نفره

sixsome night

شب شش‌نفره

sixsome event

رویداد شش‌نفره

sixsome outing

گردش شش‌نفره

sixsome adventure

ماجراجویی شش‌نفره

sixsome team

تیم شش‌نفره

جملات نمونه

we formed a sixsome for the trivia night.

ما یک گروه شش‌نفره برای شب مسابقه اطلاعات تشکیل دادیم.

the sixsome decided to go hiking together.

گروه شش‌نفره تصمیم گرفتند با هم به پیاده‌روی بروند.

in the sixsome, everyone had a unique role.

در گروه شش‌نفره، هر کس نقش منحصر به فردی داشت.

they planned a sixsome dinner party for the weekend.

آنها یک مهمانی شام شش‌نفره برای آخر هفته برنامه‌ریزی کردند.

our sixsome played board games all night.

گروه شش‌نفره ما تمام شب بازی‌های تخته‌ای انجام داد.

the sixsome enjoyed a day at the beach.

گروه شش‌نفره از یک روز در ساحل لذت برد.

we took a group photo with the sixsome.

ما با گروه شش‌نفره یک عکس گروهی گرفتیم.

the sixsome shared their travel experiences.

گروه شش‌نفره تجربیات سفر خود را به اشتراک گذاشتند.

in the sixsome, laughter was always present.

در گروه شش‌نفره، خنده همیشه وجود داشت.

the sixsome collaborated on a community project.

گروه شش‌نفره در یک پروژه محلی با هم همکاری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید