sketchiest

[ایالات متحده]/'sketʃɪ/
[بریتانیا]/ˈskɛtʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناتمام، به طور کامل جزئیات ندارد، خام

جملات نمونه

I don't trust him because he seems sketchy.

من به او اعتماد ندارم چون به نظر مشکوک می رسد.

The sketchy details of the plan made everyone nervous.

جزئیات مشکوک طرح باعث عصبی شدن همه شد.

She gave me a sketchy explanation for her absence.

او یک توضیح مشکوک برای غیبت خود به من داد.

The website looked sketchy, so I didn't enter my credit card information.

وب سایت مشکوک به نظر می رسید، بنابراین اطلاعات کارت اعتباری خود را وارد نکردم.

He has a sketchy past that he doesn't like to talk about.

او گذشته ای مشکوک دارد که دوست ندارد در مورد آن صحبت کند.

The deal seemed a bit sketchy to me.

معامله کمی مشکوک به نظر می رسید.

I heard some sketchy rumors about the new manager.

من شایعات مشکوکی در مورد مدیر جدید شنیدم.

The alley looked sketchy, so I decided to take a different route.

پس کوچه مشکوک به نظر می رسید، بنابراین تصمیم گرفتم مسیر دیگری را انتخاب کنم.

I have a sketchy memory of what happened that night.

من خاطرات مبهمی از آنچه در آن شب اتفاق افتاد دارم.

The witness provided a sketchy account of the incident.

شهود یک روایت مبهم از حادثه ارائه داد.

نمونه‌های واقعی

Now I have very sketchy memories of kindergarten.

من خاطرات بسیار مبهمی از پیش‌دبستانی دارم.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

Sidebar... tuck in your shirt. You look sketchy.

کنار متن... پیراهن خود را داخل کنید. شما مشکوک به نظر می‌رسید.

منبع: The Romantic History of Dad and Mom Video Version (Season 1)

Details of both events are sketchy.

جزئیات هر دو رویداد مبهم است.

منبع: The Economist - China

But right now, things are still sketchy, clearly.

اما همین الان، اوضاع هنوز مبهم است، به وضوح.

منبع: NPR News March 2019 Compilation

I know it looks sketchy but trust me.

می‌دانم که به نظر مشکوک می‌رسد، اما به من اعتماد کنید.

منبع: MBTI Personality Types Guide

I told you this was a sketchy area.

به شما گفتم که این منطقه مشکوک است.

منبع: Modern Family - Season 10

That's funny. Sketchy was my street name.

جالب است. اسم خیابان من اسکچی بود.

منبع: The Best Mom

Walter's at a sketchy hotel in Washington Heights.

والتر در یک هتل مشکوک در واشنگتن هایتس است.

منبع: American TV series Person of Interest Season 4

Okay, I just got a really sketchy but great idea.

باشه، من همین الان یک ایده خیلی مشکوک اما عالی به ذهنم رسید.

منبع: Modern Family - Season 10

All this sketchy and difficult.Jane's subconscious is help.

همه اینها مبهم و دشوار است. ناخودآگاه جین کمک می‌کند.

منبع: The Early Sessions

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید