| جمع | skillies |
skilly skills
مهارتهای اسکیل
skilly task
وظیفه اسکیل
skilly job
شغل اسکیل
skilly approach
رویکرد اسکیل
skilly training
آموزش اسکیل
skilly techniques
تکنیکهای اسکیل
skilly level
سطح اسکیل
skilly assessment
ارزیابی اسکیل
skilly workshop
کارگاه اسکیل
skilly development
توسعه اسکیل
she skilly navigated through the complex project.
او با مهارت در میان پروژه پیچیده حرکت کرد.
he skilly handled the difficult customer.
او با مهارت با مشتری دشوار برخورد کرد.
they skilly organized the event to perfection.
آنها با مهارت رویداد را به طور کامل سازماندهی کردند.
she skilly demonstrated her cooking techniques.
او تکنیک های آشپزی خود را به نمایش گذاشت.
he skilly played the piano at the concert.
او پیانو را در کنسرت اجرا کرد.
they skilly resolved the technical issues.
آنها مشکلات فنی را حل کردند.
she skilly balanced her work and personal life.
او کار و زندگی شخصی خود را متعادل کرد.
he skilly crafted the wooden furniture.
او مبلمان چوبی را ساخت.
they skilly led the team to success.
آنها تیم را به سمت موفقیت هدایت کردند.
she skilly adapted to the changing environment.
او با محیط در حال تغییر سازگار شد.
skilly skills
مهارتهای اسکیل
skilly task
وظیفه اسکیل
skilly job
شغل اسکیل
skilly approach
رویکرد اسکیل
skilly training
آموزش اسکیل
skilly techniques
تکنیکهای اسکیل
skilly level
سطح اسکیل
skilly assessment
ارزیابی اسکیل
skilly workshop
کارگاه اسکیل
skilly development
توسعه اسکیل
she skilly navigated through the complex project.
او با مهارت در میان پروژه پیچیده حرکت کرد.
he skilly handled the difficult customer.
او با مهارت با مشتری دشوار برخورد کرد.
they skilly organized the event to perfection.
آنها با مهارت رویداد را به طور کامل سازماندهی کردند.
she skilly demonstrated her cooking techniques.
او تکنیک های آشپزی خود را به نمایش گذاشت.
he skilly played the piano at the concert.
او پیانو را در کنسرت اجرا کرد.
they skilly resolved the technical issues.
آنها مشکلات فنی را حل کردند.
she skilly balanced her work and personal life.
او کار و زندگی شخصی خود را متعادل کرد.
he skilly crafted the wooden furniture.
او مبلمان چوبی را ساخت.
they skilly led the team to success.
آنها تیم را به سمت موفقیت هدایت کردند.
she skilly adapted to the changing environment.
او با محیط در حال تغییر سازگار شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید