| صفت عالی | skipfest |
skipf a generation
پریدن از یک نسل
skipf the line
پریدن از خط
skipf a grade
پریدن از یک درجه
skipf a stone
پریدن از یک سنگ
skipf breakfast
پریدن از صبحانداز
skipf over details
پریدن از جزئیات
skipf work
پریدن از کار
skipf class
پریدن از کلاس
skipf town
پریدن از شهر
skipf rope
پریدن از طناب
i decided to skip class today because i felt tired.
من تصمیم گرفتم امروز کلاس را نپردازم چون خسته بودم.
she likes to skip breakfast to save time in the morning.
او دوست دارد صبحانه را نخورده تا زمان را در صبح صرف نکند.
my heart skipped a beat when i saw my old friend.
وقتی دوست قدیمی من را دیدم، قلب من یک ضربان را نپذیرفت.
they planned to skip town before the police arrived.
آنها قصد داشتند قبل از رسیدن پلیس از شهر فرار کنند.
he often skips work on mondays.
او معمولاً در یکشنبهها از کار فرار میکند.
the children love to skip rope in the playground.
کودکان دوست دارند در مدرسه با چرخهزنی بازی کنند.
let's skip over this difficult topic and discuss something else.
بیایید این موضوع دشوار را رد کنیم و چیز دیگری را بحث کنیم.
you can skip your turn if you don't want to play.
اگر میخواهید بازی نکنید، میتوانید نوبت خود را رد کنید.
the little girl skipped along the path happily.
خانم کوچک با خوشحالی در مسیری پرچرخید.
don't skip the payment or you will be charged a fee.
پرداخت را نکنید، در غیر این صورت به شما یک هزینه اعمال خواهد شد.
some people try to skip the line at the concert.
بعضی افراد سعی میکنند در کنسرت صف را رد کنند.
i decided to skip dinner and just have some fruit.
من تصمیم گرفتم عصرانه را رد کنم و فقط چند میوه بخورم.
let's skip the introduction and get straight to the main point.
بیایید مقدمه را رد کنیم و مستقیماً به نکته اصلی برویم.
skipf a generation
پریدن از یک نسل
skipf the line
پریدن از خط
skipf a grade
پریدن از یک درجه
skipf a stone
پریدن از یک سنگ
skipf breakfast
پریدن از صبحانداز
skipf over details
پریدن از جزئیات
skipf work
پریدن از کار
skipf class
پریدن از کلاس
skipf town
پریدن از شهر
skipf rope
پریدن از طناب
i decided to skip class today because i felt tired.
من تصمیم گرفتم امروز کلاس را نپردازم چون خسته بودم.
she likes to skip breakfast to save time in the morning.
او دوست دارد صبحانه را نخورده تا زمان را در صبح صرف نکند.
my heart skipped a beat when i saw my old friend.
وقتی دوست قدیمی من را دیدم، قلب من یک ضربان را نپذیرفت.
they planned to skip town before the police arrived.
آنها قصد داشتند قبل از رسیدن پلیس از شهر فرار کنند.
he often skips work on mondays.
او معمولاً در یکشنبهها از کار فرار میکند.
the children love to skip rope in the playground.
کودکان دوست دارند در مدرسه با چرخهزنی بازی کنند.
let's skip over this difficult topic and discuss something else.
بیایید این موضوع دشوار را رد کنیم و چیز دیگری را بحث کنیم.
you can skip your turn if you don't want to play.
اگر میخواهید بازی نکنید، میتوانید نوبت خود را رد کنید.
the little girl skipped along the path happily.
خانم کوچک با خوشحالی در مسیری پرچرخید.
don't skip the payment or you will be charged a fee.
پرداخت را نکنید، در غیر این صورت به شما یک هزینه اعمال خواهد شد.
some people try to skip the line at the concert.
بعضی افراد سعی میکنند در کنسرت صف را رد کنند.
i decided to skip dinner and just have some fruit.
من تصمیم گرفتم عصرانه را رد کنم و فقط چند میوه بخورم.
let's skip the introduction and get straight to the main point.
بیایید مقدمه را رد کنیم و مستقیماً به نکته اصلی برویم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید