skippering

[ایالات متحده]/ˈskɪpərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskɪpərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشغال فضای خالی
v. خدمت کردن به عنوان کاپیتان یک کشتی یا تیم

عبارات و ترکیب‌ها

skippering duties

وظایف ناخدایى

skippering skills

مهارت‌های ناخدایى

skippering team

تیم ناخدایى

skippering experience

تجربه ناخدایى

skippering role

نقش ناخدایى

skippering techniques

تکنیک‌های ناخدایى

skippering training

آموزش ناخدایى

skippering responsibilities

مسئولیت‌های ناخدایى

skippering services

خدمات ناخدایى

skippering guidelines

دستورالعمل‌های ناخدایى

جملات نمونه

he has been skippering boats since he was a teenager.

او از نوجوانی ناخدای قایق‌ها بوده است.

skippering requires a lot of responsibility and skill.

ناوه‌برداری نیازمند مسئولیت و مهارت زیادی است.

she enjoys skippering during the summer months.

او از ناخدایی در ماه‌های تابستان لذت می‌برد.

they are skippering a yacht around the mediterranean.

آنها یک قایق تفریحی را در دریای مدیترانه هدایت می‌کنند.

skippering a fishing boat can be quite challenging.

ناوه‌برداری یک قایق ماهیگیری می‌تواند بسیار چالش‌برانگیز باشد.

he took a course on skippering to improve his skills.

او برای بهبود مهارت‌های خود در یک دوره آموزشی ناوه‌برداری شرکت کرد.

skippering requires knowledge of navigation and weather.

ناوه‌برداری نیازمند دانش ناوبری و هواشناسی است.

she was awarded for her excellence in skippering.

او برای برتری خود در ناوه‌برداری مورد تقدیر قرار گرفت.

skippering can be a rewarding experience for adventurers.

ناوه‌برداری می‌تواند یک تجربه پاداش‌دهنده برای ماجراجویان باشد.

he dreams of skippering a large sailboat one day.

او رویای هدایت یک قایق بادبانی بزرگ را در یک روز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید