skirmished

[ایالات متحده]/ˈskɜː.mɪʃt/
[بریتانیا]/ˈskɜr.mɪʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در یک نبرد جزئی یا مقدماتی شرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

skirmished fiercely

درگیری به شدت

skirmished briefly

درگیری به طور خلاصه

skirmished often

درگیری اغلب

skirmished regularly

درگیری به طور منظم

skirmished constantly

درگیری به طور مداوم

skirmished lightly

درگیری به آرامی

skirmished unexpectedly

درگیری غیرمنتظره

skirmished nearby

درگیری در نزدیکی

skirmished continuously

درگیری به طور پیوسته

skirmished sporadically

درگیری پراکنده

جملات نمونه

the two teams skirmished throughout the match.

دو تیم در طول مسابقه به درگیری پرداختند.

they skirmished over territory for weeks.

آنها برای هفته‌ها بر سر مناطق به درگیری پرداختند.

the soldiers skirmished with enemy forces at dawn.

سربازان در سپیده دم با نیروهای دشمن به درگیری پرداختند.

during the training, the recruits skirmished to practice tactics.

در طول آموزش، سربازان برای تمرین تاکتیک ها به درگیری پرداختند.

local militias skirmished with government troops.

گروه‌های شبه نظامی محلی با نیروهای دولتی به درگیری پرداختند.

they often skirmished in the woods during their games.

آنها اغلب در طول بازی های خود در جنگل ها به درگیری پرداختند.

the rivals skirmished verbally before the debate.

رقبا قبل از بحث به صورت کلامی به درگیری پرداختند.

as tensions rose, the two factions skirmished in the streets.

با افزایش تنش ها، دو جناح در خیابان ها به درگیری پرداختند.

they skirmished lightly, testing each other's defenses.

آنها به آرامی به درگیری پرداختند و از دفاع یکدیگر آزمایش کردند.

the players skirmished for control of the ball.

بازیکنان برای کنترل توپ به درگیری پرداختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید