skulling

[ایالات متحده]/ˈskʌlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskʌlɪŋ/

ترجمه

v. باعث شکست کامل یا کسب صفر شدن (حال استمراری skunk); به شدت مست بودن

عبارات و ترکیب‌ها

skulling technique

تکنیک اسکلینگ

skulling stroke

ضربه‌ی اسکلینگ

skulling boat

قایق اسکلینگ

skulling practice

تمرین اسکلینگ

skulling skills

مهارت‌های اسکلینگ

skulling row

ردیف اسکلینگ

skulling event

مسابقه اسکلینگ

skulling session

جلسه اسکلینگ

skulling competition

رقابت اسکلینگ

skulling drill

تمرین تاکتیکی اسکلینگ

جملات نمونه

skulling is an essential skill for rowers.

سکُلینگ یک مهارت ضروری برای روئه‌کاران است.

he was skulling down the river with ease.

او به راحتی در حال سکُلینگ در رودخانه بود.

skulling requires good balance and coordination.

سکُلینگ به تعادل و هماهنگی خوب نیاز دارد.

she practiced skulling every weekend.

او هر آخر هفته سکُلینگ تمرین می‌کرد.

skulling can be a great workout.

سکُلینگ می‌تواند یک تمرین عالی باشد.

he learned skulling techniques from a coach.

او تکنیک‌های سکُلینگ را از یک مربی یاد گرفت.

skulling in a single scull requires focus.

سکُلینگ در یک قایق تک‌نفره به تمرکز نیاز دارد.

she enjoys skulling on calm waters.

او از سکُلینگ در آب‌های آرام لذت می‌برد.

skulling competitions are held every summer.

مسابقات سکُلینگ هر تابستان برگزار می‌شوند.

he mastered skulling after months of practice.

او پس از ماه‌ها تمرین، سکُلینگ را به تسلط درآورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید