skulling technique
تکنیک اسکلینگ
skulling stroke
ضربهی اسکلینگ
skulling boat
قایق اسکلینگ
skulling practice
تمرین اسکلینگ
skulling skills
مهارتهای اسکلینگ
skulling row
ردیف اسکلینگ
skulling event
مسابقه اسکلینگ
skulling session
جلسه اسکلینگ
skulling competition
رقابت اسکلینگ
skulling drill
تمرین تاکتیکی اسکلینگ
skulling is an essential skill for rowers.
سکُلینگ یک مهارت ضروری برای روئهکاران است.
he was skulling down the river with ease.
او به راحتی در حال سکُلینگ در رودخانه بود.
skulling requires good balance and coordination.
سکُلینگ به تعادل و هماهنگی خوب نیاز دارد.
she practiced skulling every weekend.
او هر آخر هفته سکُلینگ تمرین میکرد.
skulling can be a great workout.
سکُلینگ میتواند یک تمرین عالی باشد.
he learned skulling techniques from a coach.
او تکنیکهای سکُلینگ را از یک مربی یاد گرفت.
skulling in a single scull requires focus.
سکُلینگ در یک قایق تکنفره به تمرکز نیاز دارد.
she enjoys skulling on calm waters.
او از سکُلینگ در آبهای آرام لذت میبرد.
skulling competitions are held every summer.
مسابقات سکُلینگ هر تابستان برگزار میشوند.
he mastered skulling after months of practice.
او پس از ماهها تمرین، سکُلینگ را به تسلط درآورد.
skulling technique
تکنیک اسکلینگ
skulling stroke
ضربهی اسکلینگ
skulling boat
قایق اسکلینگ
skulling practice
تمرین اسکلینگ
skulling skills
مهارتهای اسکلینگ
skulling row
ردیف اسکلینگ
skulling event
مسابقه اسکلینگ
skulling session
جلسه اسکلینگ
skulling competition
رقابت اسکلینگ
skulling drill
تمرین تاکتیکی اسکلینگ
skulling is an essential skill for rowers.
سکُلینگ یک مهارت ضروری برای روئهکاران است.
he was skulling down the river with ease.
او به راحتی در حال سکُلینگ در رودخانه بود.
skulling requires good balance and coordination.
سکُلینگ به تعادل و هماهنگی خوب نیاز دارد.
she practiced skulling every weekend.
او هر آخر هفته سکُلینگ تمرین میکرد.
skulling can be a great workout.
سکُلینگ میتواند یک تمرین عالی باشد.
he learned skulling techniques from a coach.
او تکنیکهای سکُلینگ را از یک مربی یاد گرفت.
skulling in a single scull requires focus.
سکُلینگ در یک قایق تکنفره به تمرکز نیاز دارد.
she enjoys skulling on calm waters.
او از سکُلینگ در آبهای آرام لذت میبرد.
skulling competitions are held every summer.
مسابقات سکُلینگ هر تابستان برگزار میشوند.
he mastered skulling after months of practice.
او پس از ماهها تمرین، سکُلینگ را به تسلط درآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید