slanderes

[ایالات متحده]/[ˈslanˀəʁəs]/
[بریتانیا]/[ˈslɑːndərəs]/

ترجمه

v. به تحقیر یا تهمت زدن شد.

جملات نمونه

the tabloid often slanders celebrities to boost sales.

روزنامه گاهی اوقات با انتشار اتهامات بی‌اساس علیه ستارگان به فروش خود می‌پردازد.

he angrily claimed that his opponent slanders his reputation.

او با غضب ادعا کرد که رقبایش با انتشار اتهامات بی‌اساس به شهرت او حمله می‌کند.

the article blatantly slanders the company's new product.

این مقاله به صورت آشکاری محصول جدید شرکت را به اتهامات بی‌اساس متهم می‌کند.

she slanders her former boss every chance she gets.

او هر موقعیتی که پیدا کرد به انتقاد از رئیس سابقش می‌پردازد.

no one has the right to slander others without evidence.

هیچ کس حق ندارد بدون دلیل افراد دیگر را به اتهامات بی‌اساس متهم کند.

the lawyer argued that the statement slanders his client.

دادستان ادعا کرد که این بیانیه مشترک او را به اتهامات بی‌اساس متهم می‌کند.

the dictator slanders the opposition as traitors.

دیکتاتور مخالفان را به عنوان خیانتکاران متهم می‌کند.

he writes a blog where he slanders his personal enemies.

او یک وبلاگ می‌نویسد که در آن به انتقاد از دشمنان شخصی خود می‌پردازد.

using social media to slander others is increasingly common.

استفاده از رسانه‌های اجتماعی برای متهم کردن دیگران به طور گسترده‌ای رایج شده است.

she cries when someone slanders her family's name.

وقتی کسی نام خانوادگی او را به اتهامات بی‌اساس متهم می‌کند، او گریست.

the review unfairly slanders the hard work of the staff.

این بررسی به طور نا fairly کارهای سخت کارکنان را به اتهامات بی‌اساس متهم می‌کند.

false advertising often slanders competing products.

تبلیغات نادرست گاهی اوقات محصولات رقبا را به اتهامات بی‌اساس متهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید