slashes

[ایالات متحده]/slæʃɪz/
[بریتانیا]/slæʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با یک ابزار تیز بریدن یا ضربه زدن؛ شلاق زدن یا لَش کردن؛ بریدن از میان؛ کاهش یا کم کردن
n. برش‌هایی که با چاقو یا ابزاری مشابه ایجاد می‌شود؛ زخم‌های باریک و بلند؛ شلاق‌ها در نوشتن یا یادداشت‌برداری؛ عمل ادرار کردن؛ نحو شلاقی در رایانش

عبارات و ترکیب‌ها

slashes and burns

برش‌ها و سوختگی‌ها

slashes in prices

برش در قیمت‌ها

slashes through grass

برش از میان چمن‌ها

slashes in budgets

برش در بودجه‌ها

slashes at work

برش در کار

slashes on paper

برش روی کاغذ

slashes of light

برش‌های نور

slashes in funding

برش در تامین بودجه

slashes in costs

برش در هزینه‌ها

slashes of color

برش‌های رنگ

جملات نمونه

he slashes prices during the sale.

او در طول حراج قیمت‌ها را کاهش می‌دهد.

she slashes through the competition effortlessly.

او به راحتی از میان رقابت عبور می‌کند.

the artist slashes paint across the canvas.

هنرمند رنگ را روی بوم می‌کشد.

he slashes his way through the thick underbrush.

او از میان بوته‌های متراکم عبور می‌کند.

the company slashes its workforce to cut costs.

شرکت برای کاهش هزینه‌ها، تعداد کارمندان خود را کاهش می‌دهد.

she slashes her hair short for a fresh look.

او برای داشتن ظاهری جدید، موهایش را کوتاه می‌کند.

he slashes the tires of parked cars.

او لاستیک‌های ماشین‌های پارک شده را می‌درد.

the chef slashes the vegetables before cooking.

سرآشپز سبزیجات را قبل از پختن خرد می‌کند.

she slashes through the paperwork with ease.

او به راحتی از میان مدارک عبور می‌کند.

the movie features a hero who slashes villains.

در فیلم، قهرمانی وجود دارد که با دشمنان مقابله می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید