slashes and burns
برشها و سوختگیها
slashes in prices
برش در قیمتها
slashes through grass
برش از میان چمنها
slashes in budgets
برش در بودجهها
slashes at work
برش در کار
slashes on paper
برش روی کاغذ
slashes of light
برشهای نور
slashes in funding
برش در تامین بودجه
slashes in costs
برش در هزینهها
slashes of color
برشهای رنگ
he slashes prices during the sale.
او در طول حراج قیمتها را کاهش میدهد.
she slashes through the competition effortlessly.
او به راحتی از میان رقابت عبور میکند.
the artist slashes paint across the canvas.
هنرمند رنگ را روی بوم میکشد.
he slashes his way through the thick underbrush.
او از میان بوتههای متراکم عبور میکند.
the company slashes its workforce to cut costs.
شرکت برای کاهش هزینهها، تعداد کارمندان خود را کاهش میدهد.
she slashes her hair short for a fresh look.
او برای داشتن ظاهری جدید، موهایش را کوتاه میکند.
he slashes the tires of parked cars.
او لاستیکهای ماشینهای پارک شده را میدرد.
the chef slashes the vegetables before cooking.
سرآشپز سبزیجات را قبل از پختن خرد میکند.
she slashes through the paperwork with ease.
او به راحتی از میان مدارک عبور میکند.
the movie features a hero who slashes villains.
در فیلم، قهرمانی وجود دارد که با دشمنان مقابله میکند.
slashes and burns
برشها و سوختگیها
slashes in prices
برش در قیمتها
slashes through grass
برش از میان چمنها
slashes in budgets
برش در بودجهها
slashes at work
برش در کار
slashes on paper
برش روی کاغذ
slashes of light
برشهای نور
slashes in funding
برش در تامین بودجه
slashes in costs
برش در هزینهها
slashes of color
برشهای رنگ
he slashes prices during the sale.
او در طول حراج قیمتها را کاهش میدهد.
she slashes through the competition effortlessly.
او به راحتی از میان رقابت عبور میکند.
the artist slashes paint across the canvas.
هنرمند رنگ را روی بوم میکشد.
he slashes his way through the thick underbrush.
او از میان بوتههای متراکم عبور میکند.
the company slashes its workforce to cut costs.
شرکت برای کاهش هزینهها، تعداد کارمندان خود را کاهش میدهد.
she slashes her hair short for a fresh look.
او برای داشتن ظاهری جدید، موهایش را کوتاه میکند.
he slashes the tires of parked cars.
او لاستیکهای ماشینهای پارک شده را میدرد.
the chef slashes the vegetables before cooking.
سرآشپز سبزیجات را قبل از پختن خرد میکند.
she slashes through the paperwork with ease.
او به راحتی از میان مدارک عبور میکند.
the movie features a hero who slashes villains.
در فیلم، قهرمانی وجود دارد که با دشمنان مقابله میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید