ride a sledge
سر خوردن با گُلد
sledge racing
مسابقه با گُلد
pull a sledge
کشیدن گُلد
sledgehammer
چکش آهنگری
dog sledge
گُلد کشی با سگ
The sledge gained momentum as it ran down the hill.
اسلش با پایین آمدن از تپه سرعت گرفت.
they sledged down the slopes in the frozen snow.
آنها در برف یخزده از سرازیریها سر میخوردند.
They used a sledge to transport the heavy logs.
آنها از یک سورتمه برای حمل تنه های سنگین استفاده کردند.
The children enjoyed sledding down the hill on their sledge.
کودکان از سور کردن از تپه با سورتمه خود لذت بردند.
The team used a sledge to move the equipment across the icy terrain.
تیم از یک سورتمه برای جابجایی تجهیزات در مسیر یخی استفاده کرد.
He pulled the sledge loaded with supplies through the snow.
او سورتمهای که با لوازم پر شده بود را از میان برف میکشاند.
The dogs were harnessed to the sledge for the race.
سگها برای مسابقه به سورتمه بسته شده بودند.
The expedition brought several sledges to carry their gear.
اکسپدیشن چندین سورتمه برای حمل وسایل خود آورد.
She used a sledge to clear the snow from the driveway.
او از یک سورتمه برای پاک کردن برف از پیادهرو استفاده کرد.
The sledge glided smoothly over the icy surface.
سورتمه به راحتی روی سطح یخی سر میخورد.
They loaded the sledge with firewood for the cabin.
آنها سورتمه را با هیزم برای کلبه پر کردند.
The team assembled the sledge before setting off on the expedition.
تیم قبل از شروع экспедиция سورتمه را مونتاژ کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید