sledged

[ایالات متحده]/slɛdʒd/
[بریتانیا]/slɛdʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و مشارکت گذشته sledge; برای حمل و نقل با استفاده از یک سورتمه

عبارات و ترکیب‌ها

sledged down

سُر خوردن به پایین

sledged away

سُر خوردن دور

sledged past

سُر خوردن از کنار

sledged off

سُر خوردن از

sledged into

سُر خوردن به داخل

sledged through

سُر خوردن از میان

sledged over

سُر خوردن روی

sledged along

سُر خوردن در طول

sledged back

سُر خوردن به عقب

sledged forward

سُر خوردن به جلو

جملات نمونه

the team sledged down the snowy hill with excitement.

تیم با هیجان از تپه پوشیده از برف سر خورد.

we sledged through the winter wonderland, laughing all the way.

ما در حال خنده از میان سرزمین عجایب زمستانی سر خوردیم.

the children sledged together, creating unforgettable memories.

کودکان با هم سر خوردند و خاطرات فراموش نشدنی ساختند.

he sledged the heavy snow off the driveway.

او برف سنگین را از روی پیاده‌رو سر خورد.

they sledged their way to the bottom of the hill.

آنها با سر خوردن خود به انتهای تپه رسیدند.

after the storm, we sledged down the best slopes.

بعد از طوفان، ما از بهترین شیب‌ها سر خوردیم.

she sledged with her friends every weekend during winter.

او هر آخر هفته در زمستان با دوستانش سر خورد.

the dog sledged alongside the children, enjoying the fun.

سگ در کنار کودکان سر خورد و از سرگرمی لذت برد.

we sledged until the sun set behind the mountains.

ما تا زمانی که خورشید پشت کوه‌ها غروب کرد، سر خوردیم.

he sledged down the hill, feeling the rush of cold air.

او از تپه به پایین سر خورد و طراوت هوای سرد را احساس کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید