sledging

[ایالات متحده]/ˈslɛdʒɪŋ/
[بریتانیا]/ˈslɛdʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل سوار شدن بر روی سورتمه؛ برای حمل و نقل با استفاده از سورتمه

عبارات و ترکیب‌ها

sledging season

فصل سورتمه

sledging hill

تپه سورتمه

sledging fun

سرگرمی سورتمه

sledging activity

فعالیت سورتمه

sledging competition

مسابقه سورتمه

sledging gear

تجهیزات سورتمه

sledging trip

سفر سورتمه

sledging adventure

ماجراجویی سورتمه

sledging experience

تجربه سورتمه

sledging day

روز سورتمه

جملات نمونه

the children enjoyed sledging down the snowy hill.

کودکان از سورتمه سواری در تپه پوشیده از برف لذت بردند.

we spent the afternoon sledging with friends.

ما بعد از ظهر را با دوستان خود سورتمه سواری کردیم.

she bought a new sled for winter sledging.

او یک سورتمه جدید برای سورتمه سواری در زمستان خرید.

they organized a sledging competition at the park.

آنها یک مسابقه سورتمه سواری در پارک برگزار کردند.

after sledging, we warmed up with hot chocolate.

بعد از سورتمه سواری، ما با چای داغ گرم شدیم.

you need a good slope for sledging.

برای سورتمه سواری به یک شیب خوب نیاز دارید.

he took his kids sledging for the first time.

او برای اولین بار بچه‌هایش را برای سورتمه سواری برد.

they laughed while sledging down the hill.

در حالی که از تپه پایین می‌آمدند، خندیدند.

we packed a picnic to enjoy after sledging.

ما یک پیک نیک بستیم تا بعد از سورتمه سواری از آن لذت ببریم.

be careful while sledging on icy slopes.

در حالی که در شیب‌های یخی سورتمه سواری می‌کنید، مراقب باشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید