slewed

[ایالات متحده]/sluːd/
[بریتانیا]/sluːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته slay، به معنای کشتن؛ گذشته slew، به معنای ناگهان چرخیدن
adj. اصطلاح عامیانه برای مست

عبارات و ترکیب‌ها

slewed angle

زاویه کج شده

slewed position

موقعیت کج شده

slewed axis

محور کج شده

slewed direction

جهت کج شده

slewed view

نمای کج شده

slewed line

خط کج شده

slewed motion

حرکت کج شده

slewed trajectory

مسیر کج شده

slewed response

پاسخ کج شده

slewed output

خروجی کج شده

جملات نمونه

the car slewed to the left during the sharp turn.

خودرو در پیچ تند به سمت چپ منحرف شد.

he slewed the camera to capture the action.

او دوربین را برای ثبت اقدام چرخاند.

the ship slewed in the rough waters.

کشتی در آب‌های خروشان منحرف شد.

she slewed her body to avoid the incoming ball.

او برای جلوگیری از برخورد توپ، بدن خود را چرخاند.

the truck slewed on the icy road.

کامیون بر روی جاده یخی منحرف شد.

he slewed the joystick to steer the drone.

او برای هدایت پهپاد، جوی استیک را چرخاند.

the horse slewed around when it heard a loud noise.

اسب وقتی صدای بلندی شنید، به اطراف چرخید.

as the car slewed, the driver struggled to regain control.

همانطور که ماشین منحرف می شد، راننده برای به دست آوردن مجدد کنترل تلاش کرد.

the plane slewed sideways during the turbulence.

هواپیما در طول تلاطم به پهلو منحرف شد.

the team slewed their strategy after the first match.

تیم بعد از مسابقه اول استراتژی خود را تغییر داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید