slewed angle
زاویه کج شده
slewed position
موقعیت کج شده
slewed axis
محور کج شده
slewed direction
جهت کج شده
slewed view
نمای کج شده
slewed line
خط کج شده
slewed motion
حرکت کج شده
slewed trajectory
مسیر کج شده
slewed response
پاسخ کج شده
slewed output
خروجی کج شده
the car slewed to the left during the sharp turn.
خودرو در پیچ تند به سمت چپ منحرف شد.
he slewed the camera to capture the action.
او دوربین را برای ثبت اقدام چرخاند.
the ship slewed in the rough waters.
کشتی در آبهای خروشان منحرف شد.
she slewed her body to avoid the incoming ball.
او برای جلوگیری از برخورد توپ، بدن خود را چرخاند.
the truck slewed on the icy road.
کامیون بر روی جاده یخی منحرف شد.
he slewed the joystick to steer the drone.
او برای هدایت پهپاد، جوی استیک را چرخاند.
the horse slewed around when it heard a loud noise.
اسب وقتی صدای بلندی شنید، به اطراف چرخید.
as the car slewed, the driver struggled to regain control.
همانطور که ماشین منحرف می شد، راننده برای به دست آوردن مجدد کنترل تلاش کرد.
the plane slewed sideways during the turbulence.
هواپیما در طول تلاطم به پهلو منحرف شد.
the team slewed their strategy after the first match.
تیم بعد از مسابقه اول استراتژی خود را تغییر داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید