slews of
مقادیر زیادی
slews through
از میان آن ها عبور می کند
slews away
دور می شود
slews down
به سمت پایین می رود
slews around
دور می زند
slews back
برمی گردد
slews past
از کنار آن عبور می کند
slews off
منحرف می شود
slews in
وارد می شود
slews up
به سمت بالا می رود
she slews through the traffic to get to work on time.
او با عبور از ترافیک به موقع به محل کار میرسد.
he slews the car around the corner to avoid the obstacle.
او ماشین را به دور پیچ میبرد تا از مانع اجتناب کند.
the dancer slews gracefully across the stage.
رقصنده به طور ظریف در سراسر صحنه میچرخد.
the plane slews during landing due to strong winds.
به دلیل وزش بادهای شدید، هواپیما در هنگام فرود منحرف میشود.
the dog slews around excitedly when it sees its owner.
وقتی صاحبش را میبیند، سگ با هیجان میچرخد.
she slews the brush across the canvas, creating a beautiful painting.
او قلممو را روی بوم میکشد و یک نقاشی زیبا خلق میکند.
the vehicle slews sideways on the icy road.
وسیله نقلیه در جادهی یخی به پهلو منحرف میشود.
he slews the joystick to maneuver the drone.
او برای مانور دادن به پهپاد، جویاستیک را میچرخاند.
the ship slewed in the rough seas.
کشتی در دریای خروشان منحرف شد.
she slews her head to get a better view of the stage.
او سرش را میچرخاند تا دید بهتری از صحنه داشته باشد.
slews of
مقادیر زیادی
slews through
از میان آن ها عبور می کند
slews away
دور می شود
slews down
به سمت پایین می رود
slews around
دور می زند
slews back
برمی گردد
slews past
از کنار آن عبور می کند
slews off
منحرف می شود
slews in
وارد می شود
slews up
به سمت بالا می رود
she slews through the traffic to get to work on time.
او با عبور از ترافیک به موقع به محل کار میرسد.
he slews the car around the corner to avoid the obstacle.
او ماشین را به دور پیچ میبرد تا از مانع اجتناب کند.
the dancer slews gracefully across the stage.
رقصنده به طور ظریف در سراسر صحنه میچرخد.
the plane slews during landing due to strong winds.
به دلیل وزش بادهای شدید، هواپیما در هنگام فرود منحرف میشود.
the dog slews around excitedly when it sees its owner.
وقتی صاحبش را میبیند، سگ با هیجان میچرخد.
she slews the brush across the canvas, creating a beautiful painting.
او قلممو را روی بوم میکشد و یک نقاشی زیبا خلق میکند.
the vehicle slews sideways on the icy road.
وسیله نقلیه در جادهی یخی به پهلو منحرف میشود.
he slews the joystick to maneuver the drone.
او برای مانور دادن به پهپاد، جویاستیک را میچرخاند.
the ship slewed in the rough seas.
کشتی در دریای خروشان منحرف شد.
she slews her head to get a better view of the stage.
او سرش را میچرخاند تا دید بهتری از صحنه داشته باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید