slimes

[ایالات متحده]/slaɪmz/
[بریتانیا]/slaɪmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده نرم، مرطوب و چسبناک؛ جمع اسلایم، اشاره به چندین مورد از ماده نرم، مرطوب و چسبناک
v. پوشاندن با اسلایم

عبارات و ترکیب‌ها

green slimes

جلوه‌های سبز

toxic slimes

جلوه‌های سمی

slimes attack

حمله اسلایم‌ها

slimes everywhere

اسلایم‌ها همه جا هستند

slimes fight

جنگ اسلایم‌ها

slimes spawn

تولد اسلایم‌ها

slimes collection

جمع‌آوری اسلایم‌ها

slimes world

جهان اسلایم‌ها

slimes adventure

ماجراجویی اسلایم‌ها

slimes game

بازی اسلایم‌ها

جملات نمونه

slimes are often found in damp environments.

اسلایم‌ها اغلب در محیط‌های مرطوب یافت می‌شوند.

some video games feature slimes as common enemies.

برخی از بازی‌های ویدیویی دارای اسلایم به عنوان دشمنان رایج هستند.

children enjoy playing with colorful slimes.

کودکان از بازی کردن با اسلایم‌های رنگارنگ لذت می‌برند.

slimes can be made at home using simple ingredients.

می‌توان اسلایم را در خانه با استفاده از مواد اولیه ساده درست کرد.

many people find slimes relaxing to play with.

بسیاری از مردم بازی با اسلایم را آرامش‌بخش می‌دانند.

slimes come in various textures and colors.

اسلایم‌ها در بافت‌ها و رنگ‌های مختلف وجود دارند.

some slimes can be too sticky to handle.

برخی از اسلایم‌ها ممکن است بیش از حد چسبناک باشند.

collecting slimes has become a popular hobby.

جمع‌آوری اسلایم به یک سرگرمی محبوب تبدیل شده است.

slimes can be used for stress relief and sensory play.

می‌توان از اسلایم برای رفع استرس و بازی‌های حسی استفاده کرد.

some people create art using slimes as a medium.

برخی از افراد از اسلایم به عنوان یک رسانه برای خلق هنر استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید