slitting

[ایالات متحده]/ˈslɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈslɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکاف یا برش طولانی

عبارات و ترکیب‌ها

slitting blades

تیغه‌های برش

slitting machine

دستگاه برش

slitting process

فرآیند برش

slitting lines

خطوط برش

slitting operations

عملیات برش

slitting tools

ابزارهای برش

slitting paper

برش کاغذ

slitting films

برش فیلم‌ها

slitting width

عرض برش

slitting accuracy

دقت برش

جملات نمونه

slitting the paper carefully, she revealed the hidden message.

در حالی که با دقت کاغذ را می‌شکافت، پیام پنهان را آشکار کرد.

the slitting process is crucial for the production of fine fabrics.

فرآیند برش برای تولید پارچه های ظریف بسیار مهم است.

he was slitting the vegetables for the salad.

او سبزیجات را برای سالاد برش می‌زد.

slitting the cardboard made it easier to transport.

برش دادن مقوا حمل و نقل را آسان تر کرد.

they are slitting the leather to create custom designs.

آنها چرم را برای ایجاد طرح های سفارشی برش می دهند.

she was slitting the envelope open with a knife.

او پاکت را با چاقو باز کرد.

slitting the tires can cause serious accidents.

برش زدن لاستیک ها می تواند باعث حوادث جدی شود.

the technician is slitting the circuit board for repairs.

تکنسین برد مدار را برای تعمیرات برش می دهد.

slitting the packaging helps in recycling materials.

برش بسته‌بندی به بازیافت مواد کمک می‌کند.

he was slitting the fish for the sushi preparation.

او ماهی را برای تهیه سوشی برش می‌زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید