slops

[ایالات متحده]/[slɒps]/
[بریتانیا]/[slɒps]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غذای باقی مانده، به ویژه آن چیزی که به مسافران در یک کشتی ارائه می‌شود؛ مخلوطی از آب و صابون که برای شستن استفاده می‌شود.
v. شستن یا پاک کردن چیزی با صابون و آب؛ ریختن یا رها کردن چیزی به طور غیرملاحظه.
Word Forms
جمعslopss

عبارات و ترکیب‌ها

slops and water

گوشت و آب

eating slops

خوردن گوشت

fed slops

گوشت دادن

slop bucket

کوزه گوشت

slops kitchen

آشپزخانه گوشت

throwing slops

پرتاب گوشت

slops sink

شستن گوشت

full of slops

پر از گوشت

collecting slops

جمع آوری گوشت

slop pail

کوزه گوشت

جملات نمونه

the ship dumped its slops into the ocean, a regrettable practice.

کشتی اشغال خود را در اقیانوس ریخت، که یک رفتار ناگوار است.

we cleared out the slops from the pig trough every morning.

ما هر صبح اشغال را از گوشت‌گوی خوک پاک می‌کردیم.

the sailors ate their slops with hardtack biscuits.

سربازان غذای خود را با نان سخت خورده‌اند.

the kitchen staff disposed of the slops responsibly.

کارکنان آشپزخانه مسئولانه اشغال را ریختند.

he used the slops to fertilize his garden.

او اشغال را برای کود کردن باغ خود استفاده کرد.

the farm collected slops for the animals to eat.

کشاورز اشغال را جمع‌آوری کرد تا حیوانات آن را بخورند.

the smell of slops permeated the air near the docks.

بوی اشغال هوا را در نزدیکی بندر پر کرد.

they carefully separated the slops from the other waste.

آن‌ها با دقت اشغال را از سایر زباله‌ها جدا کردند.

the old method of feeding slops to livestock is outdated.

روش قدیمی تغذیه اشغال به حیوانات دامی قدیمی شده است.

the restaurant recycled its slops into compost.

رستوران اشغال خود را به کمپوست تبدیل کرد.

the children avoided the area where the slops were kept.

بچه‌ها از منطقه‌ای که اشغال در آن نگهداری می‌شد، خودداری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید