sluggishnesses

[ایالات متحده]/ˈslʌɡɪʃnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈslʌɡɪʃnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت کند یا غیرفعال بودن

عبارات و ترکیب‌ها

mental sluggishnesses

کندی‌های ذهنی

physical sluggishnesses

کندی‌های جسمانی

chronic sluggishnesses

کندی‌های مزمن

seasonal sluggishnesses

کندی‌های فصلی

temporary sluggishnesses

کندی‌های موقتی

emotional sluggishnesses

کندی‌های عاطفی

cognitive sluggishnesses

کندی‌های شناختی

metabolic sluggishnesses

کندی‌های متابولیک

social sluggishnesses

کندی‌های اجتماعی

workplace sluggishnesses

کندی‌های محیط کار

جملات نمونه

his sluggishnesses in completing tasks worried his manager.

کندی و تعلل او در انجام وظایف مدیرش را نگران کرد.

the sluggishnesses of the economy are affecting job growth.

کندی اقتصاد بر رشد اشتغال تأثیر می گذارد.

she noticed several sluggishnesses in her team's performance.

او متوجه چندین کندی در عملکرد تیم خود شد.

sluggishnesses in decision-making can lead to missed opportunities.

کندی در تصمیم گیری می تواند منجر به از دست دادن فرصت ها شود.

his sluggishnesses during the meeting frustrated his colleagues.

کندی و تعلل او در طول جلسه باعث ناراحتی همکارانش شد.

the sluggishnesses of the software caused delays in the project.

کندی نرم افزار باعث تاخیر در پروژه شد.

addressing the sluggishnesses in customer service is a priority.

رسیدگی به کندی در خدمات مشتری اولویت است.

her sluggishnesses in responding to emails frustrated her clients.

کندی او در پاسخ به ایمیل ها باعث ناراحتی مشتریانش شد.

sluggishnesses in the supply chain can impact delivery times.

کندی در زنجیره تامین می تواند بر زمان تحویل تأثیر بگذارد.

identifying the sluggishnesses in workflow can improve efficiency.

شناسایی کندی در گردش کار می تواند کارایی را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید