slushiest

[ایالات متحده]/'slʌʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده از برف ذوب شده

عبارات و ترکیب‌ها

slushy drink

نوشیدنی یخچالی

slushy machine

دستگاه یخچالی

جملات نمونه

I love to drink slushy drinks in the summer.

من عاشق نوشیدن نوشیدنی‌های یخ‌زده در تابستان هستم.

The children enjoyed their slushy treats at the fair.

کودکان از خوراکی‌های یخ‌زده‌شان در نمایشگاه لذت بردند.

The slushy snow made it difficult to drive on the roads.

برف یخ‌زده رانندگی را در جاده‌ها دشوار کرد.

She ordered a slushy margarita at the bar.

او یک مارگریتای یخ‌زده در بار سفارش داد.

We made slushy snow cones for the party guests.

ما برای مهمانان مهمانی، بستنی‌های یخ‌زده درست کردیم.

The slushy mud stuck to their shoes as they walked through the field.

گل ولای یخ‌زده به کفش‌هایشان چسبید وقتی از میان مزرعه عبور می‌کردند.

I prefer my slushy drinks to be extra sweet.

من ترجیح می‌دهم نوشیدنی‌های یخ‌زده‌ام خیلی شیرین باشند.

The slushy texture of the ice cream was so refreshing.

بافت یخ‌زده بستنی بسیار دلپذیر بود.

The slushy mixture of snow and rain created a messy slush on the ground.

مخلوط یخ‌زده برف و باران یک لجن نامرتب روی زمین ایجاد کرد.

They sell slushy machines at the convenience store for making frozen drinks.

آنها دستگاه‌های یخ‌زده را در فروشگاه‌های راحت برای تهیه نوشیدنی‌های یخ‌زده می‌فروشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید