smarty

[ایالات متحده]/'smɑːtɪ/
[بریتانیا]/'smɑrti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به طرز خودراضی یا متکبرانه باهوش است.

عبارات و ترکیب‌ها

smarty pants

هوشيار

smarty cookie

باهوش

جملات نمونه

it has a smarty-pants tone which I found grating.

لحنی مغرورانه دارد که من آن را آزاردهنده می‌دانستم.

She always comes across as a smarty in class.

او همیشه در کلاس خود را باهوش نشان می‌دهد.

Don't be such a smarty pants and just listen to the instructions.

اینقدر خود را باهوش نشان ندهید و فقط به دستورالعمل ها گوش دهید.

He's a real smarty when it comes to solving puzzles.

وقتی صحبت از حل معماها می‌شود، او واقعاً باهوش است.

The little girl felt like a smarty after solving the math problem.

پس از حل مسئله ریاضی، دختربچه احساس کرد که باهوش است.

Being a smarty doesn't always win you friends.

باهوش بودن همیشه به شما دوست نمی دهد.

She's a real smarty when it comes to computer programming.

وقتی صحبت از برنامه نویسی کامپیوتر می شود، او واقعاً باهوش است.

He thinks he's a smarty, but he often overlooks important details.

او فکر می کند که باهوش است، اما اغلب جزئیات مهم را نادیده می گیرد.

The smarty kid in the class always gets the highest grades.

کودک باهوش کلاس همیشه بالاترین نمرات را کسب می کند.

Don't try to be a smarty and just follow the rules.

سعی نکنید خودتان را باهوش نشان دهید و فقط قوانین را دنبال کنید.

She may seem like a smarty, but she struggles with public speaking.

او ممکن است باهوش به نظر برسد، اما در صحبت کردن در جمع مشکل دارد.

نمونه‌های واقعی

He's such a smarty. He always aces his tests.

او خیلی باهوش است. او همیشه در آزمون هایش قبول می شود.

منبع: Learn authentic English with Wilber Pan.

Alright then smarty pants. No need to boast!

باشد پس، آقای باهوش. نیازی به خودستایی نیست!

منبع: 6 Minute English

You're a smarty pants, you've made your own pastry.

شما یک باهوش هستید، شما شیرینی خودتان را درست کرده اید.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

How did you know that? Okay, smarty pants, the square root of two!

چطور فهمیدی؟ باشه، آقای باهوش، جذر دو!

منبع: EnglishPod 51-90

When you're done being a smarty pants, you'll be looking for a real challenge.

وقتی تمام کردید از اینکه یک باهوش هستید، به دنبال یک چالش واقعی خواهید بود.

منبع: If there is a if.

Oh yeah? Tell me then, smarty pants, how will you go about setting up your garden?

اوه آره؟ پس بگو، آقای باهوش، چگونه در مورد راه اندازی باغ خود اقدام خواهید کرد؟

منبع: EnglishPod 181-270

Oh, when I come to think of it, I can see how smarty I was in those days!

اوه، وقتی به آن فکر می کنم، می توانم ببینم که در آن روزها چه باهوشی بودم!

منبع: Selected Modern Chinese Essays 1

If you enjoyed this video, please give it a smarty thumbs up and share it with your watch-loving friends.

اگر از این ویدیو لذت بردید، لطفاً به آن یک انگشت شست باهوش بدهید و آن را با دوستان عاشق تماشتان به اشتراک بگذارید.

منبع: Fitness Knowledge Popularization

If you enjoyed this video, please give it a smarty thumbs up and share it with your failure-loving friends.

اگر از این ویدیو لذت بردید، لطفاً به آن یک انگشت شست باهوش بدهید و آن را با دوستان عاشق شکستتان به اشتراک بگذارید.

منبع: Fitness Knowledge Popularization

Like a half hour show that starred a smarty pants doctor person.

مثل یک برنامه سی دقیقه ای که با بازی یک دکتر باهوش بود.

منبع: GQ — Representative Roles of Celebrities

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید