smidgeons of salt
مقدار کمی نمک
smidgeons of sugar
مقدار کمی شکر
smidgeons of spice
مقدار کمی ادویه
smidgeons of hope
مقدار کمی امید
smidgeons of kindness
مقدار کمی مهربانی
smidgeons of truth
مقدار کمی حقیقت
smidgeons of joy
مقدار کمی شادی
smidgeons of doubt
مقدار کمی تردید
smidgeons of wisdom
مقدار کمی خرد
smidgeons of laughter
مقدار کمی خنده
she added a few smidgeons of salt to the soup.
او مقدار کمی نمک به سوپ اضافه کرد.
he only needs smidgeons of encouragement to succeed.
او فقط به مقدار کمی تشویق نیاز دارد تا موفق شود.
they sprinkled smidgeons of sugar on the dessert.
آنها مقدار کمی شکر روی دسر ریختند.
just a smidgeon of patience can go a long way.
فقط کمی صبر می تواند راه زیادی را طی کند.
she felt smidgeons of doubt creeping in.
او احساس کرد که مقدار کمی تردید در حال رخنه کردن است.
he added smidgeons of color to the painting.
او مقدار کمی رنگ به نقاشی اضافه کرد.
there were smidgeons of hope left in her heart.
مقدار کمی امید در قلب او باقی مانده بود.
just a smidgeon of effort can make a difference.
فقط کمی تلاش می تواند تفاوت ایجاد کند.
she felt smidgeons of joy at the surprise party.
او در مهمانی غافلگیری احساس شادی کرد.
he only needs smidgeons of experience to get started.
او فقط به مقدار کمی تجربه برای شروع نیاز دارد.
smidgeons of salt
مقدار کمی نمک
smidgeons of sugar
مقدار کمی شکر
smidgeons of spice
مقدار کمی ادویه
smidgeons of hope
مقدار کمی امید
smidgeons of kindness
مقدار کمی مهربانی
smidgeons of truth
مقدار کمی حقیقت
smidgeons of joy
مقدار کمی شادی
smidgeons of doubt
مقدار کمی تردید
smidgeons of wisdom
مقدار کمی خرد
smidgeons of laughter
مقدار کمی خنده
she added a few smidgeons of salt to the soup.
او مقدار کمی نمک به سوپ اضافه کرد.
he only needs smidgeons of encouragement to succeed.
او فقط به مقدار کمی تشویق نیاز دارد تا موفق شود.
they sprinkled smidgeons of sugar on the dessert.
آنها مقدار کمی شکر روی دسر ریختند.
just a smidgeon of patience can go a long way.
فقط کمی صبر می تواند راه زیادی را طی کند.
she felt smidgeons of doubt creeping in.
او احساس کرد که مقدار کمی تردید در حال رخنه کردن است.
he added smidgeons of color to the painting.
او مقدار کمی رنگ به نقاشی اضافه کرد.
there were smidgeons of hope left in her heart.
مقدار کمی امید در قلب او باقی مانده بود.
just a smidgeon of effort can make a difference.
فقط کمی تلاش می تواند تفاوت ایجاد کند.
she felt smidgeons of joy at the surprise party.
او در مهمانی غافلگیری احساس شادی کرد.
he only needs smidgeons of experience to get started.
او فقط به مقدار کمی تجربه برای شروع نیاز دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید