smidgeons

[ایالات متحده]/ˈsmɪdʒənz/
[بریتانیا]/ˈsmɪdʒənz/

ترجمه

n. مقدار کم؛ کمی

عبارات و ترکیب‌ها

smidgeons of salt

مقدار کمی نمک

smidgeons of sugar

مقدار کمی شکر

smidgeons of spice

مقدار کمی ادویه

smidgeons of hope

مقدار کمی امید

smidgeons of kindness

مقدار کمی مهربانی

smidgeons of truth

مقدار کمی حقیقت

smidgeons of joy

مقدار کمی شادی

smidgeons of doubt

مقدار کمی تردید

smidgeons of wisdom

مقدار کمی خرد

smidgeons of laughter

مقدار کمی خنده

جملات نمونه

she added a few smidgeons of salt to the soup.

او مقدار کمی نمک به سوپ اضافه کرد.

he only needs smidgeons of encouragement to succeed.

او فقط به مقدار کمی تشویق نیاز دارد تا موفق شود.

they sprinkled smidgeons of sugar on the dessert.

آنها مقدار کمی شکر روی دسر ریختند.

just a smidgeon of patience can go a long way.

فقط کمی صبر می تواند راه زیادی را طی کند.

she felt smidgeons of doubt creeping in.

او احساس کرد که مقدار کمی تردید در حال رخنه کردن است.

he added smidgeons of color to the painting.

او مقدار کمی رنگ به نقاشی اضافه کرد.

there were smidgeons of hope left in her heart.

مقدار کمی امید در قلب او باقی مانده بود.

just a smidgeon of effort can make a difference.

فقط کمی تلاش می تواند تفاوت ایجاد کند.

she felt smidgeons of joy at the surprise party.

او در مهمانی غافلگیری احساس شادی کرد.

he only needs smidgeons of experience to get started.

او فقط به مقدار کمی تجربه برای شروع نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید