| جمع | smileys |
smiley face
چهره لبخند دار
wearing a smiley
پوشیدن یک لبخند
smiley emoji
ایموجی لبخند
smiley's gone
لبخند پاک شده است
show a smiley
یک لبخند نشان ده
smiley message
پیام لبخند دار
smiley icon
آیکون لبخند
be smiley
لبخند بزن
draw a smiley
یک لبخند رسم کن
smiley post
پست لبخند دار
she sent a smiley in the text message to cheer me up.
او یک لبخند را در پیام متنی برای من لذت بخشید.
the customer service representative added a smiley to their reply.
کارمند خدمات مشتری یک لبخند به پاسخ خود اضافه کرد.
he used a smiley to show he was being sarcastic.
او یک لبخند را استفاده کرد تا نشان دهد که سarcasm است.
the email contained a friendly smiley at the end.
ایمیل یک لبخند دوست داشتنی در پایان داشت.
i replied with a smiley face to indicate i was happy.
من با یک چهره لبخند برای نشان دادن اینکه من خوشحال بودم پاسخ دادم.
the forum post included a smiley expressing amusement.
پست انجمن یک لبخند را شامل میشد که لذت بردن را بیان میکرد.
she drew a smiley on the sticky note to brighten my day.
او یک لبخند را روی یادآوری نوشت تا روز من را روشن کند.
the website used a smiley to convey a positive tone.
وب سایت یک لبخند را برای انتقال یک نبرد مثبت استفاده کرد.
he quickly typed a smiley to show his agreement.
او سریع یک لبخند را تایپ کرد تا موافقت خود را نشان دهد.
the presentation included a smiley to make it more engaging.
ارائه یک لبخند را شامل میشد تا آن را جذب کننده تر کند.
she ended the conversation with a warm smiley.
او با یک لبخند گرم گفتگو را پایان داد.
smiley face
چهره لبخند دار
wearing a smiley
پوشیدن یک لبخند
smiley emoji
ایموجی لبخند
smiley's gone
لبخند پاک شده است
show a smiley
یک لبخند نشان ده
smiley message
پیام لبخند دار
smiley icon
آیکون لبخند
be smiley
لبخند بزن
draw a smiley
یک لبخند رسم کن
smiley post
پست لبخند دار
she sent a smiley in the text message to cheer me up.
او یک لبخند را در پیام متنی برای من لذت بخشید.
the customer service representative added a smiley to their reply.
کارمند خدمات مشتری یک لبخند به پاسخ خود اضافه کرد.
he used a smiley to show he was being sarcastic.
او یک لبخند را استفاده کرد تا نشان دهد که سarcasm است.
the email contained a friendly smiley at the end.
ایمیل یک لبخند دوست داشتنی در پایان داشت.
i replied with a smiley face to indicate i was happy.
من با یک چهره لبخند برای نشان دادن اینکه من خوشحال بودم پاسخ دادم.
the forum post included a smiley expressing amusement.
پست انجمن یک لبخند را شامل میشد که لذت بردن را بیان میکرد.
she drew a smiley on the sticky note to brighten my day.
او یک لبخند را روی یادآوری نوشت تا روز من را روشن کند.
the website used a smiley to convey a positive tone.
وب سایت یک لبخند را برای انتقال یک نبرد مثبت استفاده کرد.
he quickly typed a smiley to show his agreement.
او سریع یک لبخند را تایپ کرد تا موافقت خود را نشان دهد.
the presentation included a smiley to make it more engaging.
ارائه یک لبخند را شامل میشد تا آن را جذب کننده تر کند.
she ended the conversation with a warm smiley.
او با یک لبخند گرم گفتگو را پایان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید