smiley

[ایالات متحده]/[ˈsmaɪli]/
[بریتانیا]/[ˈsmaɪli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نمایش گریفی از یک چهره خوشبخت، معمولاً شامل یک دایره زرد با دو چشم و یک لبخند؛ یک شخص خوشبخت و متفائل.
adj. لذت بخش و دوستانه.
Word Forms
جمعsmileys

عبارات و ترکیب‌ها

smiley face

چهره لبخند دار

wearing a smiley

پوشیدن یک لبخند

smiley emoji

ایموجی لبخند

smiley's gone

لبخند پاک شده است

show a smiley

یک لبخند نشان ده

smiley message

پیام لبخند دار

smiley icon

آیکون لبخند

be smiley

لبخند بزن

draw a smiley

یک لبخند رسم کن

smiley post

پست لبخند دار

جملات نمونه

she sent a smiley in the text message to cheer me up.

او یک لبخند را در پیام متنی برای من لذت بخشید.

the customer service representative added a smiley to their reply.

کارمند خدمات مشتری یک لبخند به پاسخ خود اضافه کرد.

he used a smiley to show he was being sarcastic.

او یک لبخند را استفاده کرد تا نشان دهد که سarcasm است.

the email contained a friendly smiley at the end.

ایمیل یک لبخند دوست داشتنی در پایان داشت.

i replied with a smiley face to indicate i was happy.

من با یک چهره لبخند برای نشان دادن اینکه من خوشحال بودم پاسخ دادم.

the forum post included a smiley expressing amusement.

پست انجمن یک لبخند را شامل میشد که لذت بردن را بیان میکرد.

she drew a smiley on the sticky note to brighten my day.

او یک لبخند را روی یادآوری نوشت تا روز من را روشن کند.

the website used a smiley to convey a positive tone.

وب سایت یک لبخند را برای انتقال یک نبرد مثبت استفاده کرد.

he quickly typed a smiley to show his agreement.

او سریع یک لبخند را تایپ کرد تا موافقت خود را نشان دهد.

the presentation included a smiley to make it more engaging.

ارائه یک لبخند را شامل میشد تا آن را جذب کننده تر کند.

she ended the conversation with a warm smiley.

او با یک لبخند گرم گفتگو را پایان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید