smokiest

[ایالات متحده]/'sməʊkɪ/
[بریتانیا]/'smoki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از دود; تولید کننده دود; ایجاد کننده احساس خفگی; شبیه دود; دارای طعم دودی.

عبارات و ترکیب‌ها

smoky atmosphere

فضای دودی

smoky flavor

طعم دودی

smoky BBQ

باربکیوی دودی

smoky scent

عطر دودی

smoky eyes

چشم‌های خسته

جملات نمونه

The street began smoky and dark.

خیابان تاریک و دودآلود شروع شد.

a packet of smoky bacon crisps

یک بسته ترد بیکن دودی

a smoky jazz sound with spooky atmospherics.

صدایجاز دودی با فضاهای وهم‌آلود.

the ham had a sweet, smoky flavour.

گوشت چرب طعم شیرین و دودی داشت.

the wine is pungently smoky and peppery on the nose.

شراب دارای عطر دودی و تند و فلفلی است.

The air had grown thick and smoky.

هوا غلیظ و دودآلود شده بود.

a crowd of men and women moiled in the smoky haze.

گروهی از مردان و زنان در مه دودآلود تلاش می کردند.

the ceiling fans whirred in the smoky air.

بادامک‌های سقفی در هوای دودآلود می‌چرخیدند.

She was in the back of a smoky bar singing the blues.

او در انتهای یک بار دودآلود در حال خواندن بلوز بود.

Cuprite, Kundalini Quartz, Smoky Quartz , Selenite, Serpentine, Spinel, Stichtite.

کوپریت، کوارتز کوشلندی، کوارتز دودی، سلنیت، سرپانتین، اسپینل، استیکتایت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید