smothers

[ایالات متحده]/ˈsmʌðəz/
[بریتانیا]/ˈsmʌðərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خفه کردن یا جلوگیری از تنفس؛ به طور کامل پوشاندن؛ محدود کردن یا سرکوب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

smothers love

عشق خفه کننده

smothers fire

خفه کردن آتش

smothers feelings

خفه کردن احساسات

smothers joy

خفه کردن شادی

smothers creativity

خفه کردن خلاقیت

smothers dreams

خفه کردن رویاها

smothers talent

خفه کردن استعداد

smothers hope

خفه کردن امید

smothers passion

خفه کردن اشتیاق

smothers ambition

خفه کردن جاه طلبی

جملات نمونه

she smothers her plants with love and care.

او گیاهان خود را با عشق و مراقبت خفه می‌کند.

the mother smothers her child with affection.

مادر فرزندش را با محبت خفه می‌کند.

he smothers his creativity by sticking to strict rules.

او با پایبند ماندن به قوانین سختگیرانه، خلاقیت خود را خفه می‌کند.

the blanket smothers the baby, making it hard to breathe.

ملحفه نفس نوزاد را خفه می‌کند و تنفس را دشوار می‌کند.

she smothers her fears and takes the leap of faith.

او ترس‌های خود را خفه می‌کند و به سمت ایمان می‌پرد.

the smoke smothers the flames, extinguishing the fire.

دود شعله‌ها را خفه می‌کند و آتش را خاموش می‌کند.

he smothers his ambitions with self-doubt.

او با تردید به نفس، جاه‌طلبی‌های خود را خفه می‌کند.

the thick fog smothers the landscape.

مه غلیظ منظره را خفه می‌کند.

she smothers her friends with constant advice.

او دوستان خود را با نصیحت‌های مداوم خفه می‌کند.

the overwhelming noise smothers any chance of conversation.

صدای غول‌آسا هر فرصتی برای گفتگو را خفه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید